تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
محرم 61 ه - به عنوان نخستين شهيد كربلا و در حالى كه هنوز هفده سالش تمام نشده بود ، به شهادت رسيد . سپس برادرش امام على زين‌العابدين ( ع ) او را به عقد ازدواج مصعب بن الزبير برادر عبدالله بن الزبير و از رقباى بنىاميه پس از امام حسين [ ع ] درآورد . مصعب از سوى برادرش ، امارت بصره و عراق را برعهده داشت و هنگامى كه سكينه در 67 ه - ق در بيست سالگى به همسرى او درآمد به عراق بازگشت و هفت سال حضور در اسارت عبيدالله بن زياد را با خود همراه داشت . اقامت مصعب در عراق ، اقامت پراضطراب و آشفته‌اى بود كه طى آن به جنگى عليه مختار در كوفه پرداخت زيرا او با پناه گرفتن زير شعار " انتقام خون حسين " در ستمگرى عليه مردم هرگونه حد و مرزى را درنورديده بود ؛ مصعب در دفاع از اهل كوفه مختار را كشت و تنها رويارويى باقىمانده در برابر او به كمين نشستن عبدالملك بن مروان بود . وقتى لحظه خروج وى براى جنگ فرا رسيد ، وداع با او بر سكينه گران آمد و سرگيجه گرفت ؛ مصعب او را به آغوش گرفت و در تشويق وى گفت : - ولى پدرت براى مردن آزاده ، عذرى نگذاشت . سكينه گفت : واى بر من مصعب ! و اين نخستين بار بود كه به صراحت از عشقش به همسرش سخن مىگفت . - رو سوى وى كرد : آيا اين‌همه محبّت به من داشتى ؟ به او گفت : و آنچه نگفته‌ام ، بيشتر است . و در حالى كه لحظه وداع فرارسيده بود گفت : اگر مىدانستم كه چه رابطه‌اى ميان من و تو وجود داشته وضع بر منوال ديگرى بود . . . و به راه افتاد و اين بيت را زمزمه كرد :