- لشكريان خاندان هاشم در كربلا همدلى كردند و براى بزرگان راه و رسم همدلى را رقم زدند . « 1 »
مصعب با خيانت كوفيان در سال 70 ه - كشته شد ، تسليتگوها به دارالاماره كوفه آمدند تا يكبار ديگر به سكينه تسليت گويند و چه شباهتى كه امروز با ديروز ( سال 61 ه - ) دارد ولى او امروز در بيست و سه سالگى سايه و امتداد زينب [ س ] بهشمار مىرود و در كمال خستگى و ملال با كوفيان روبرو مىشود و با اندوهى جانكاه به ايشان مىگويد :
خداى مىداند كه من از شما متنفرّم ! شما جدّم على را كشتيد ، پدرم حسين را كشتيد ، همسرم مصعب را كشتيد ؛ پس با چه رويى به ديدارم آمدهايد ؟ مرا در كودكى يتيم و در بزرگسالى بيوه ساختيد . . . و از آنها روى برگرداند .
و از كوفه و از عراق بيرون آمد !
در مدينه ماند ، در جايى كه مجلس علم و فقه و فرهنگ نبوى حاكم بود تا سرانجام در سال 117 ه - ق در هفتاد سالگى ، به لقاى الله شتافت . « 2 »
هامش
( 1 ) - اين داستان با اندكى اختلاف در كتاب " سكينه بنت الحسين " نوشته خانم دكتر بنت الشاطىء : 86 آمده است .
( 2 ) - در كتابهاى تاريخى از جمله : تاريخ الطبرى 8 : 218 و تاريخ ابن اثير 5 : 71 و وفيات الاعيان در شرح حال وى همين مطلب آمده و مشهور است . در مرآة ( اليافعى ) نيز چنين است . النووى در تهذيب خود ( 1 : 163 ) و ابن عماد در شذرات الذهب 1 : 154 نيز همين را نقل كرده است .
ولى النووى در تهذيب الاسماء ( 1 : 163 ) آورده است كه وفات وى در شام و پس از بازگشت به آنجا بود و قبرش نيز در همانجاست . صاحب شمارالمقاصد فى ذكر المساجد ( صفحه 106 ) همچنين گفته است . الشعرانى معتقد است كه او در " مراغة " مصر وفات يافته و قبر او نيز در نزديكى قبر بانو نفيسه است ، نگاه كنيد به لواقح الانوار 1 : 23 .
علاوه بر اينها ياقوت حموى در المعجم خود ( 6 : 26 ) يادآور شده كه مردم طبرية مدعيّند كه قبر سكينه دختر امام حسين [ ع ] در اطراف شهر آنها قرار دارد . همچنانكه صاحب نورالابصار مدعى است كه او [ بانو سكينه ] در مكه وفات يافت ؛ و از آنجا كه اغلب مؤرخان قبر او را در مدينه دانستهاند به نظر درستتر مىآيد .