تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
است دليل آن نيز اتفاق نظر نداشتن راويان در مورد اين اشعار و اختلاف شديد آن‌ها در شمار ابيات ذكر شده از آنهاست .

شجاعت وى

راويان برآنند كه بانو سكينه الگوى شجاعت و شكيبايى بود . ابن مطير يعنى خالدبن عبدالملك بن الحارث بن الحكم المروانى از جدّ بزرگوار وى على بن ابىطالب ( كرم‌الله وجهه ) بدگويى مىكرد و او در برابرش مىايستاد و پاسخش مىگفت و او از پاسخ دادن به وى عاجز مىماند . صاحب الأغانى در مورد شجاعت و شكيبايىاش اين داستان شگفت را نقل كرده مىگويد : غده‌اى در زيرچشمش پيدا شد كه به تدريج چنان بزرگ و بزرگ‌تر شد كه يك طرف صورت و چشمش را مىپوشاند ؛ به " درافيس " حكيم و پزشك كه در خدمتش بود گفت : ببين چه اتفاقى افتاده است ؟ به او گفت : آيا درد را تحمل مىكنى تا آن‌را درمان كنم ؟ گفت : آرى . حكيم پوست صورتش را شكافت و گوشت زير آن‌را چنان درآورد كه رگ‌هاى آن پيدا شد . قسمتى از اين رگها زير حدقه چشم بود ، حدقه را از آن برداشت و به يك سو نهاد و سپس رگ‌هاى غدّه را از زير آنجا بيرون كشيد و همه را درآورد و چشم را در جاى خود قرار داد ؛ در تمام اين مدت سكينه تكان نخورد و آخى نگفت تا سرانجام كار حكيم پايان يافت و از آن غده رهايى يافت و تنها اثر زخم در پايين چشم به‌جاى مانده بود كه در واقع از هر آرايش و زينتى ، زيباترش كرده بود و كمترين تأثيرى در بينايى و چشم وى به‌جاى نگذاشت . « 1 » از شجاعت ادبى اين بانو شكيبايىاش بر رنج‌ها و دردها و غم‌هاى وارده و كنترل
هامش
( 1 ) - " الاغانى " 14 : 172 .