تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
اين وادى نبوده است . و به علاوه نبايد ناگفته گذاشت كه پدرش دشمنانى دارد كه مىكوشند از قدر و ارزش اهل بيت و به‌ويژه نسل على و حسين ( ع ) بكاهند تا آنان‌را در چشم مردم خوار سازند و ارج و منزلتشان را زير سؤال برند و بنابراين بعيد نيست كه اين نسبت‌ها ساخته و پرداخته اين دسته از دشمنان باشد . دليل آن نيز در مورد اشعار وارد در " الاغانى " و گفت‌وگوى داير ميان وى و شعرا است كه به گفته صاحب نورالابصار به لحاظ انتساب به راويان ، آشفته و پريشان است . « 1 » همچنين دليل آن گفته الحصرى در زهرالآداب « 2 » است : در مورد سكينه است كه عمربن عبدالله بن ربيعة به او دروغ مىبندد و سپس ابياتى را نقل مىكند . الحصرى او را توصيف به دروغگويى و خودخواهى مىكند . ابن ربيعة شاعر نيز بسيار خودپسند و دروغ پرداز و مفترى بود و منتقدان ولنگارى و بىبندوبارى و سست دينىاش را نكوهش كرده و از او انتقادكرده‌اند . دكتر زكى مبارك - كه خدايش او را ببخشايد - نيز با روايات اين مدعيان همنوا شد و يادآور گرديد كه عمربن ابىربيعة در مورد سكينه دختر [ امام ] حسين به غزل‌سرايى پرداخت ! ! كه سخن كاملا مردودى است . علاوه بر اين ، دوران جوانى عمر بن ابىربيعة ، مصادف با كودكى سكينه بود و حجاز نيز پس از آن گرفتار حوادث خونينى شد كه مجالى براى غزل‌سرايى و عاشق‌پيشگى نمىگذاشت و هنگامىكه سكينه همسر خود مصعب را از دست داد و بيوه شد در عراق بود و از حجاز بسيار فاصله داشت و پس از آن نيز به مدينه بازگشت و در اين زمان ابوربيعة چهل سالگى را نيز پشت‌سر گذاشته بود و دست از اين ياوه‌گويىها برداشته و سوگند خورده بود كه ديگر شعرى در غزل نسرايد . بنابراين هر شعرى كه از او در مورد سكينه آورده شده ، اصالتى ندارد و اى بسا با تحريف برخى راويان از سكينه ديگرى به سكينه دختر امام حسين نسبت داده شده
هامش
( 1 ) - نورالابصار فى مناقب آل بيت النبى المختار ( الشبلنجى ) : صفحه 361 . ( 2 ) - زهرالآداب 1 : 101 .
اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 280 | السيد هادي الخسروشاهي