تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
بانو سكينه بانويى خردمند و بسيار دانا بود و خوب مىدانست كه چگونه و چه هنگام سخن گويد و پاسخ دهد . ابوالفرج اصفهانى در " الاغانى " خود روايت مىكند كه عايشه دختر طلحة به حج رفت و به همراهش شصت رأس قاطر بود كه هودج‌ها و جهاز شتران را حمل مىكردند . در همان سال سكينه دختر [ امام ] حسين نيز - كه هووى عايشه بود - به حج رفت ولى آن تعداد قاطر و جهاز شتر همراه نداشت . شتربان عايشه در حالى كه شترها را مىراند مىگفت : - عايشه ! اى كسى كه شصت قاطر دارى همواره اين‌گونه زندگى كرده و به حج رفته‌اى . اين سخن بر سكينه گران آمد و به شتربانش دستور داد چنين بخواند : - عايشه اين هووى توست كه از تو گلايه مىكند ، اگر پدرش نبود پدرت هدايت نمىيافت . عايشه نيز به شتربانش دستور داد تا خاموش شود ؛ او نيز خاموش شد . « 1 » امام السبكى در تفسيرى بر اين خبر مىگويد : آفرين بر عايشه كه در جاى خود كوتاه آمد و با آل پيامبرخدا ( ص ) ادب به‌خرج داد زيرا تفاخر در مال دنيا كار مسخره‌اى است ؛ سكينه با ذكر رسول‌خدا ( ص ) ، جدّ خود ، زبانش را بند آورد و حجّت را بر وى تمام كرد . آفرين بر مناظره‌كننده‌اى كه بداند كجا بايد مجادله كند وكجا سكوت اختيارنمايد ؛ آفرين بر عايشه‌اى كه به حق اذعان كرد و تسليم صداقت و راستى شد . « 2 » روزى بانو سكينه در ماتمى [ مجلس ختم ] بود كه دختر عثمان بن عفان در آن
هامش
هركس بايد پاىبند تعاليم جدّ بزرگوار و مقدس خود باشد . چگونه مىتوان پذيرفت كه بانو سكينه آموزه‌هاى جدّ گرامى خود ( ص ) را كه به عفاف و ادب ربانى و حشمت و پاكدامنى فرامىخواند و آموزه‌هاى پدرش سيدالشهداء ( ع ) نيز چنين است ، ناديده گيرد ؟ ! ! ( 1 ) - " الاغانى " 11 : 188 . ( 2 ) - سكينة بنت الحسين ( دكتر بنت الشاطىء ) : 122 به نقل از طبقات السبكى : 166 .