تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
( هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفس‌هاى شما [ / به شما ] نرسد مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم در كتابى است اين [ كار ] بر خدا آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگين نشويد و به [ سبب ] آنچه به شما داده است‌شادمانى نكنيد و خدا هيچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد . ) يزيد گفت :
« وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ »
( سوره الشورى - 30 ) ( و هر [ گونه ] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست . . . ) [ امام ] على بن الحسين فرمود : « اين در مورد كسى است كه ستم كرده نه كسى كه مورد ستم قرار گرفته است . » « 1 » سپس سكوت كرد و دستور داد او و خاندانش در پى بيرون شدن از نزد زنان يزيد در خانه‌اى مجزا ساكن گردد . او حضرت را در مواقع ناهار يا شام دعوت مىكرد تا با هم غذا بخورند ، يك بار در حالى كه [ عمرو ] فرزند خردسال [ مام ] حسن همراهش بود او را فراخواند . يزيد بن معاويه با اشاره به فرزندش خالد ، به او گفت : آيا با او مىجنگى ؟ عمرو گفت : چاقويى به من و چاقويى به او بده تا با او بجنگم ! يزيد او را بوسيد و درآغوش گرفت و گفت : حقا كه اوهم فرزند همان پدر است ! ! « 2 » ابوالديلم روايت مىكند : وقتى على بن الحسين را با همراهان به دمشق آوردند ، اودر گذرگاه دمشق اقامت گزيد . مردى از اهل شام برخاست و گفت : « سپاس خدايى كه شما را كشت و ريشه‌كن كرد و شاخ‌هاى فتنه را قطع كرد . » [ حضرت ] على بن الحسين فرمود : آيا قرآن خوانده‌اى ؟ گفت : آرى . فرمود : آيا سورهء " آل حم " [ سورهء حم - الشورى ] را خوانده‌اى ؟
هامش
( 1 ) - الكامل فى التاريخ 4 : 87 - 86 ، الامامة و السياسة 2 : 13 - 12 . ( 2 ) - الكامل فى التاريخ 4 : 87 ، الاخبار الطوال ( دينورى ) صفحه 261 . در آن آمده كه مىگويد : « به من شمشيرى ده و به او نيز شمشيرى بده تا با او بجنگم و خواهى ديد كه كدام يك شكيباتريم . »