سپس به دستور او زنان خارج شدند و به خانههاى يزيد رفتند و در اين ميان همهء زنان خاندان يزيد به نزد ايشان آمدند و بر قربانيان شهيد ، عزادارى كردند . و از يزيد درمورد چيزهايى كه از ايشان گرفته بودند ، پرسيدند [ يزيد ] دو برابر آنچه را از ايشان گرفته بودند به آنها داد بهگونه اى كه بانو سكينه دختر امام حسين گفت : من كافرى بهتر از يزيد بن معاويه نديدم ! « 1 »
[ امام ] زينالعابدين على بن الحسين را در حالى كه دستانش در غل و زنجير بود نزد يزيد آوردند ، به يزيد گفت : « اگر رسول خدا ( ص ) ما را دست بسته مىديد ، دستمان را باز مىكرد . »
گفت : درست مىگويى و دستور داد غل و زنجير را باز كردند .
[ امام زينالعابدين ] گفت : و اگر رسول خدا ( ص ) ما را دور مىديد ، دوست داشت كه ما را نزديك سازد .
يزيد دستور داد او را نزديك كردند و گفت : اى على بن الحسين ، پدرت كسى است كه مرا قطع رحم كرد و حقم را ناديده گرفت و در قدرت با من منازعه كرد لذا خداوند آنچه را ديدى بر سرش آورد .
[ حضرت امام زينالعابدين ] على بن الحسين فرمود :
« ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ »
( سوره الحديد ، آيات 22 و 23 )
هامش
( 1 ) - الكامل فى التاريخ 4 : 86 ، چه بسا در اين روايت عطف و شفقت يزيد بر اهل بيت ( ع ) نشان داده شده باشد تا جايى كه سكينه دختر امام حسين چنين سخنى - در صورت صحّت خبر - بر زبان رانده باشد ولى ابن قتيبه روايت را اين گونه نقل مىكند : « يزيد از جواب امام على بن الحسين [ زينالعابدين ] ( ع ) بخشم آمد و ضمن بازى با محاسن خود گفت :« وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ »( سوره شورى - 30 ) ( و هر گونه مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست . . . ) اى اهل شام ! دربارهء اينان چه مىگوييد ؟ النعمان بن بشير گفت : اى امير . . . همان كارى را با آنها بكن كه رسول خدا ( ص ) اگر ايشان را در اين وضع مىديد ، انجام مىداد . . . » الامامة و السياسة 2 : 13 - 12 .