آنها خواهى پيوست و آرزو مىكنى كه اى كاش فلج و لال شده بودم و آنچه را گفتم
نمىگفتم و آنچه را كردم نمىكردم .
بارالها ، حق ما را بستان و انتقام ما را از ستمگران بگير و خشم خود را بر آنهايى كه خون ما را ريختند و حاميان ما را كشتند ، فرو ريز .
بهخدا سوگند اى يزيد ، تو تنها پوست خود را در آفتاب سوزاندى و گوشت خود را داغ كردى و با خونهايى كه از فرزندان رسول خدا ( ص ) بر كردن دارى و با هتك حرمتى كه در حق عترت و خاندانش نمودى ، زمانى كه خداوند جمع آنها را جمع مىكند و حقشان را باز مىستاند ، به درگاه خداوندى بازمىگردى :
« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ »
( سوره آلعمران - 169 ) ( هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شدهاند مرده مپندار بلكه زندهاند كه نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند . )
حاكمى چون خدا و خصمى چون محمد ( ص ) و پشتيبانى چون جبرئيل تورا بس و خواهيم ديد كه چه كسى اختيار و عنان مسلمانان را به تو سپرده است ، ستمكاران چه مجازات بدى خواهند داشت .
از آنجا با اينهمه گرفتارى ، به سخن با تو مىپردازم كه تورا خوار مىدانم و مبارزه با تورا بزرگ مىپندارم و نكوهشهاى تورا وقعى نمىنهم ولى چشمها مىبينند و سينهها داغدار است و اينها هيچكدام ثمرى ندارد چه برادرم حسين كشته شد ولى بدان كه حزب شيطان به حزب ابلهان نزديك مىشود تا از اموال خدا براى هتك حرمتهاى الهى بهره گيرند .
شگفت و صد شگفت كه با يارى گرفتن از حزب شيطان آزاد شدهها ، با حزبالله به جنگ آمدهاى ، از اين دستان خون ما مىچكد و دهانها از گوشت تن ما مىخورند و گرگها از آن اجساد پاك و مطهر دورى مىجويند و كفتارها نيز بر آنها خاك