تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
به دل گرفتند ؛ مرا به ابن مرجانه چه كار بود ؛ خداوند لعنتش كند و بر او خشم گيرد .

بيان حقيقت واجب است

مىدانم كه با مطالعه بخش‌هاى مختلف واقعه دردناكى از امت اسلامى را تكان داد و قلب‌هاى اين امت را در قرن اول هجرى به‌درد آورد ، علامت‌هاى استفهام بسيارى بر چهره خواننده گرامى اين مطالب نشسته كه برخاسته از اندوهى عميق و حيرتى شديد و شگفتى فوق‌العاده‌اى است و سيلى از پرسش دربارهء حادثه‌اى كه براى خاندان نبوت اتفاق افتاد در ذهنش غليان مىكند ، چگونه بايد اين حوادث بر اهل بيتى رود كه خداوند متعال آن‌را مورد ستايش قرار داد و در قرآن كريم ، از آنان به نيكى ياد كرد . چگونه است كه آن‌ها به آن صورت دردناك و خشونت‌آميزى كه موى بر تن آدمى راست مىكند در معرض قتل و نسل‌كشى قرار گرفتند ، پس آن حمايت و يارى و پشتيبانى كه خداوند اولياى خود را نويد داده ، كجاست ؟ چه كسى از [ امام ] حسين و خاندانش ( رض ) به چنين حمايت و يارى ، و آن پشتيبانى سزاوارتر بودند ؟ ! خواننده ارجمند بايد بداند كه خداوند متعال هرگز براى [ امام ] حسين و خاندان پاك و مطهرش جز خير چيزى نخواسته است . خداوند متعال خواسته كه آن‌ها را در سطح انبياى بنىاسراييل قرار دهد . آن‌ها [ انبياى بنىاسراييل ] كسانى بودند كه ستمكاران و جبّاران يهود عليه ايشان طغيان كردند و در معرض قتل و نسل‌كشى و آتش‌سوزى قرار گرفتند و زكريا و يحيى و شيعاء [ اشعيا ] و ارمياء و شمار بزرگى از پيامبران ارجمند را از دم تيغ گذراندند . روايت شده است « 1 » كه زكريا ( ع ) از دست قاتلان خود به درختى پناه برد ، درخت براى او باز شد و او وارد آن گرديد ولى نابكاران و ستمگران با ارّه‌هاى خود بجان درخت افتادند و در حالى كه او درون آن بود ، شروع به ارّه كردن درخت نمودند و تن او را به دو نيم كردند ، اين امر چيزى از مرتبهء شهادت وى علاوه بر نبوتش نمىكاهد . او
هامش
( 1 ) - ابن اثير در تاريخ خود نقل كرده است ، 1 : 306 .