مىريزند . از آنجا كه ما را چون غنيمتى گرفتهاى به زودى و زمانى كه جز كردهات ندارى ، زيان ديده خواهى شد . و خدايت نيز بر بندگانش ستم نمىكند . ما بهخدا
شكايت مىكنيم و چشم انتظار عدل اوييم .
هر ترفندى دارى بهكار بند و كوششهاى خود را انجام ده و سعى خود را بكن . بهخدا سوگند هرگز نمىتوانى ياد ما را پاك كنى و وحى ما را بميرانى و هرگز به ما نمىرسى و از اين ننگ رهايى نخواهى يافت و مگر جز دروغ ديدهاى و جز چند روزى در پيش ندارى و مگر نه آناست كه دار و دستهات فرو خواهد پاشيد و روزى كه منادى سردهد : " الا لعنة الله على الظالمين " ، همديگر را خواهيم ديد .
سپاس خداى را كه پروردگار جهانيان است و اولين ما را سعادت و آموزش و آخرين ما را شهادت و رحمت نصيب كرد . از خداى مىخواهيم كه ياداش ايشان را كامل كند وهرچه بيشتر نصيبشان گرداند و ما را جانشين شايستهاى قرار دهد ، او رحيم و مهربان است و خداوند ما را بس است و هماو بهترين وكيل است . »
يزيد بن معاويه با آن قدرت و سلطه و هيبتى كه بيشتر مردم از آن مىهراسند و بر خلاف انتقادهاى تند و گزندهاى كه مىشنيد نتوانست سخنان بانو زينب را قطع كند يا او را از ادامه سخن بازدارد . و اين در حالى است كه بدانيم بانو زينب در اسارت بهسر مىبرد و سختىهاى براى او اتفاق افتاده بود ، كاملا دل شكسته و گريانش كرده بود .
اين وضع بسيار باشكوهى بود كه بىهيچ دليل اضافهاى ، از شجاعت وى و قدرت استدلال او حكايت مىكرد زيرا بهدرستى مواضع برحق او را روشن ساخت و به معرفت خواهان و حقيقت جويان راه روشن را نشان داد .
ولى يزيد بن معاويه در پى آن بود كه از اين دردسرى كه در آن قرار داشت رهايى يابد و از تنگنايى كه رسوايى حاصل از اين كار در آن قرارش داده بود خلاص شود . ولى نتوانست جز يك بيت بيت شعر ، سخنى بر زبان جارى سازد .
اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: السيد هادي الخسروشاهي
ص١٨٣