تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت در مصر ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
فاطمه بازى مىكنى ؟ ! من گواهى مىدهم كه پيامبراكرم ( ص ) را ديدم كه دندان‌هاى او و برادرش [ امام حسن ( ع ) ] را مىمكيد و مىفرمود : « شما دو سرور ، جوانان اهل بهشت هستيد . خداى بكشد قاتل شما را و لعنت كند او را و جهنم برايش مهيا شده و سرنوشت بدى دارد . » اما تو اى يزيد روز قيامت در حالى مىآيى كه ابن زياد شفيع توست حال آنكه اين يك در حالى مىآيد كه محمد [ ص ] شفيع اوست . سپس ابوبرزه برخاست و رفت . يزيد گفت : به‌خدا سوگند اى حسين ! اگر من بودم تورا نمىكشتم . سپس گفت : آيا مىدانيد اين [ سخن ] از كجا آمده است ، گفته شده است : پدرم على بهتر از پدر اوست و مادرم فاطمه بهتر از مادر اوست و جدّم رسول خدا بهتر از جدّ اوست و من نيز بهتر از اويم و به اين امر نسبت به وى حقانيت بيشترى دارم . اينكه مىگويد : مادرم بهتر از مادر اوست ، به‌جانم سوگند كه فاطمه دختر رسول خدا از مادرم بهتر است . و اينكه مىگويد : جدّم رسول خدا از جدّ او بهتر است ، به‌جانم سوگند كه هيچ كس نيست كه به خدا و روز جزا ايمان داشته باشد و در وجود رسول خدا در ميان ما ، برابر و مشابهى بيابد . ولى پيش از اينها اين آيه آمده كه وى آن‌را نخوانده است :
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ
» ( سوره آل‌عمران - 26 ) ( بگو بار خدايا ، تويى كه فرمانفرمايى ؛ هر آن كس را كه خواهى ، فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را بازستانى . . . ) « 1 » سپس زنان [ امام ] حسين وارد شدند ؛ سر مبارك امام در دستان او بود ، فاطمه و سكينه دختران امام حسين شهيد بىصبرانه مىخواستند سر را ببينند ولى يزيد نيز با لئامت آن‌را از ايشان پنهان مىكرد . وقتى آن‌دو سر را ديدند فرياد كشيدند و به‌دنبال آنان در ميان زنان يزيد و دختران معاويه نيز ولوله افتاد ، فاطمه دختر امام حسين [ ع ] گفت : آيا دختران رسول خدا هم اسيران توهستند اى يزيد ؟
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به تاريخ الطبرى 4 : 658 - 657 ، المنتظم 5 : 343 ، الكامل فىالتاريخ 4 : 85 .