اين سر مبارك ، نخستين سرى بود كه در اسلام بر تكهاى چوب ، حمل مىشد . « 1 »
ابن اثير دراين باره مىگويد : « من اينرا از بدىهاى بنىاميه - و از جمله معاويه - مىدانم كه به كارگزاران خود اجازه مىدهند تا حدّ مرگ [ مخالفين خود را ] مجازات مىكنند . راه درستتر آن بود كه مجازات به دست خليفه باشد و نه والى ( كارگزار ) ، اجازهء اينكار كسانى چون زياد و سمرة بن جندب و عبيدالله اجازه داد در كشتن با دليل و بدون دليل ، زيادهروى كنند . »
سفر به شام
ابن زياد لعين دستور داد تا سر مبارك امام حسين ( رض ) و سرهاى ياران آن حضرت همراه با زحربن قيس « 2 » همراه با گروهى به شام - مقر حكومت يزيد بن معاويه - برده شود ؛ او زنان و كودكان اهل بيت گرامى پيامبر [ ص ] از جمله زينالعابدين على بن الحسين به صورت دست و گردن زنجير شده را سوار بر محملهاى شتران ، گسيل داشت .
وقتى اين كاروان به دمشق نزديك شد بانو امكلثوم به شمربن ذىالجوشن كه در ميان جماعت ابن زياد بود ، نزديك شد و به او گفت : خواستهاى دارم .
گفت : و آن چيست ؟
گفت : وقتى وارد دمشق شدى ما را از دروازهاى كه خلوتتر است ببر و بگذار كه اين سرها ، زودتر از ما وارد شوند زيرا از اينكه در چنين حالى ما را نگاه كنند ، خجالت مىكشيم .
ولى شمر لعين ، درست بر عكس آنچه بانو امكلثوم خواسته بود عمل كرد و در
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد به : الكامل فى التاريخ 4 : 83 .
( 2 ) - و گفته شد همراه با شمر به همراهى ابن مرة العايذى از عايذه قريش . در اين باره نگاه كنيد به : تاريخ ابناثير 4 : 83 . جز اين هم گفته شده است از جمله همراه با مخفربن ثعلبة ، زفربن قيس ، ابوبردة و طارق و گروهى ديگر ؛ نگاه كنيد به : تاريخ ابومخفف 1 : 497 ، الاخبار الطوال : 260 ، البداية و النهاية 8 : 191 ، المنتظم 5 : 341 .