و از مطالعهء در ارتباط آيات پرورشى به يكديگر ، بهرهاى از آگاهى نسبت به آنچه در جانها نهفته و شناختى از آن قوانين تربيتى كه حاكم بر آنها است ، نصيب ما مىشود ، / 65 و همچون مثالى از اين علاقه اين گفتهء خداوند متعال را يادآور مىشويم :
« وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
( البقرة / 195 ) - و در راه خدا انفاق كنيد ، و خود را به دست خويش به هلاكت ميندازيد و نيكويى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست مىدارد .
شمارهء جملههاى اين آيه سه است : نخست در انفاق ؛ دوم در نهى از انداختن خويش به هلاكت ؛ و سوم در نيكوكارى . پس علاقهء ميان آنها با يكديگر چگونه است ؟
نخست كه خدا به انفاق فرمان داد ، جانها به آن توجه پيدا كرد و بيم از كوتاهى كردن در انفاق در آنها به وجود آمد . سپس جملهء دوم مىآيد كه در آن از هلاك كردن خود نهى مىشود ، و اين هلاكت نتيجهء آن است كه انفاق را ترك كنند . و چون نفوس بشرى به صورت فطرى با بخل تقارن دارد ، ناگزير بايد به صورتى كفهء انفاق مورد ترجيح قرار گيرد و جلوگير از بخل طبيعى شود ، و به همين جهت جملهء سوم
« وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
در جايگاه شايستهء خود قرار مىگيرد .
و شايد از سياق آيهء مباركه چنين استنباط شود : انفاق دو درجه دارد ، يكى انفاقى است كه چون صورت نگيرد آدمى هلاك مىشود و همچون انفاق و هزينه كردن براى درمان كه بخش اول آيه به آن فرمان داده است ، و ديگرى انفاق اضافى است كه نيكوكاران به آن مىپردازند و بخش دوم آيه به آن فرمان داده است .