« وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا »
( الفرقان / 32 ) - / 67 و كسانى كه كافر شدند گفتند : چرا قرآن يكباره بر او نازل نشد ؟ از آن رو چنين كرديم و خرد خرد آن را فرستاديم كه قلب تو به آن آرام و قرار پيدا كند .
پس اگر بخواهيم به فهم كتاب برسيم ، ناگزير بايد حوادث روزانه را بر آن عرضه كنيم ، تا از اين راه حقايق نهفتهء آنها بر ما مكشوف شود . در حديثى از امام على ( ع ) آمده است كه گفت : « از رسول اللَّه ( ص ) شنيدم كه گفت جبرئيل نزد من آمد و گفت : يا محمد ، در امت تو فتنهاى بروز خواهد كرد ، و من گفتم كه راه رهايى از آن چيست ؟ گفت : كتاب خدا است كه در آن گزارش روزگار پيش از شما و گزارش روزگار پس از شما و حكم دربارهء آنچه ميان شما مىگذرد آمده است ، و آن قاطع است و هزل و شوخى نيست » « 4 » .
در اين حديث : خدا فرمان داده است كه فتنه و پيشامد را بر قرآن به منظور شناختن فرمان خدا عرضه كنند ، و اين گونهاى از تطبيق قرآن بر زندگى واقعى است .
و در حديثى ديگر رسول اللَّه ( ص ) گفت : « پس چون فتنهها همچون پارههاى شب تاريك بر شما مايهء اشتباه شود ، بر شما باد به قرآن كه شفاعت كنندهء مورد قبول و هلاك كننده راستين كسى است كه از آن دورى جويد » .
هامش
( 4 ) - تفسير صافى ، ج 1 ، ص 9 .