اين همان عناصر اساسى ايمان و شالودهء بناى شخصيت اسلامى است كه قرآن آن را به صورت خلاصه در پايان سورهاى مىآورد / 488 كه در آن به تفصيل از ايمان به كتابهاى فرستادهء خدا و ايمان به همهء فرستادگان بدون حساسيت داشتن در مقابل يكى از آنها نسبت به ديگران كه به خود ايمان زيان مىرساند ، سخن گفته است .
مثلا ، يهوديان كه به پيغمبرى محمد ( ص ) بنا بر حساسيتى كه در مقابل اعراب داشتند ايمان نياوردند ، حتى به رسالت موسى نيز كافر بودند ، چرا كه اين رسالت رنگ نژادى نداشت ، بلكه الاهى بود و جهودان به آن رنگ عنصرى و نژادى زدند .
و ايمان داشتن به فرشتگان رمز ايمان به قدرت و تسلط خدا بر هر چيز است ، و به اين كه او است كه جهان را از بالاى عرش بزرگ خود كه آسمانها و زمين را فرامىگيرد اداره مىكند .
چنين ايمانى دارندهء آن را به شنيدن و فرمان بردن برمىانگيزد . شنيدن براى فهميدن كتاب خدا و رسالتهاى او ، و فرمان بردن از پيامبران خدا و دعوت كنندگان به سوى او .
«
وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ
- و گفتند :
شنيديم و فرمان برديم ؛ پروردگارا ما را بيامرز ، و بازگشت ما به سوى تو است . » و ايمان تو را به آن وا مىدارد كه احساس مسئوليت كنى و از گناه كردن بترسى و براى رسيدن به آمرزش تلاش كنى ، به همانگونه كه ايمان به خدا آدمى را به آن وا مىدارد كه به بازگشت بندگان خدا به سوى او مؤمن شوى و به اين كه خدا پاداش و كيفر مىدهد و به زنده كردن مردگان قادر است .
چارچوب مسئوليتها
[ 286 ] حدود مسئوليت و در نتيجه حدود تقوايى كه درسهاى گذشته دربارهء آن بحث مىكرد ، چيست ؟
1 - قدرت . قدرت شرطى عقلى براى تكليف است ، و به همين سبب خدا