معطوف به چيزى ديگر كند ، و اصل معنى آن عطف است ، و از آن سنگينى حاصل مىشود كه سبب كج شدن و عطف پيدا كردن حامل آن مىشود .
/ 485
مسئوليت و اسبابهاى اسقاط احكام
رهنمودهايى از آيات :
در آخرين درس از اين سوره ، خداوند بعضى از بندهاى مسئوليت را كه برخاستهء از تقوا در جانها است ، تعريف مىكند و مىگويد كه :
اولا : خداوند براى هر عمل آدمى به حساب او مىرسد ، و همچنين براى هر نيت او ، خواه به عمل رسيده باشد يا نه . زيرا كه چون نيت معين « اراده » منشأ عمل است ، بنا بر اين خدا آن را در محاسبه وارد مىكند .
ثانيا : مهمترين مسئوليت آدمى ايمان آوردن به خدا و فرستادهء او و پيوسته معتقد بودن او به تقصير در برابر خدا است .
ثالثا : حدود مسئوليت آدمى نشان مىدهد كه در چارچوب توانايى او قرار دارد . پس به فراخور وسعت تواناييهاى آدمى مسئوليتهاى وى گستردگى پيدا مىكند ، و هر كس تنها متحمل مسئوليتهاى خويش است نه مسئوليتهاى ديگران . و در مسئوليت استثناهايى وجود دارد كه از آن جمله است : خطا كردن و فراموشى و ناگزير شدن و ناتوانى ( زيان ) .
/ 486 اين استثناها دايمى نيست و برخاستهء از اوضاع و احوال معينى است ( همچون جهاد در راه خدا ) كه چيزى را از مسئوليت مستثنى نمىكند . چه ، فراموشى از بىمبالاتى حاصل مىشود ، و خطا از جدى و كوشا نبودن ، ولى حرج و ضرر به