باشند تا گرفتار خطا نشوند ، همچون كفارهء خطا در حج و كفارهء قتل غير عمدى .
3 - فراموشى آخرين چيزى است كه با وجود قرار گرفتن در حدود قدرت انسان مورد عفو قرار مىگيرد ، چه آدمى مىتواند با اهتمام چيزى را فراموش نكند .
از همين روى تعبير قرآن از رفع مسئوليت خطا و فراموشى به صورت دعا آمده در صورتى كه تعبير از رفع مسئوليت ناتوانى صورت قاطع داشت ؛ خدا مىگويد :
/ 490 «
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا
- پروردگارا ، بر فراموشى و بر خطا ما را مگير . » 4 - تكاليفى كه سبب آسيبى براى زندگى آدمى و دور شدن از سنتهاى الاهى مىشود ، همچون رهبانيت و گوشهگيرى از مردم و خوددارى از زناشويى يا از خوردن چيزهاى پاكيزه ، در ميان امتها به سببهايى موقتى برقرار بود ، ولى در اسلام از ميان رفت ، بدان سبب كه اسلام نه دينى موقتى بلكه دايمى براى بشريت بود .
5 - در اسلام تكاليف سخت سبكتر شد ، و حرج از ميان رفت ، پس اگر روزه براى شخص آزار كننده شود و همهء تاب و توان او را از ميان ببرد ، در اين صورت بر وى جايز است كه از روزه داشتن خوددارى كند ، و چنين است حج و همهء تكاليف . لذا خدا گفته است :
«
رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ
- پروردگارا ، بار سنگين بر ما تحميل مكن كه بر كسانى كه پيش از ما بودند تحميل كرده بودى ، و آنچه را كه به آن طاقت نداريم بر ما تحميل مكن . » اين حدود مسئوليت است ، و مشكل آدمى آن است كه حتى در داخل اين حدود به گناه كشيده مىشود و به عفو نياز دارد . عفو از گناه و چشمپوشى از آن و عقاب نكردن بر آن يا آمرزش زدودن گناه از نامهء اعمال او و پاك كردن اثر آن است . و انسان ، به همانگونه كه نيازمند آن است كه از جان خود آنچه را كه گناه در آن تباه كرده است اصلاح كند ، به عفو و آمرزش خدا نيز نيازمند است .