بدن أو را ببدل ما يتحلل نگاه ميدارد وقوت ناحية كه از غذاء بدن أو را بانچه شبيه گرداند باو بر نسبتي محدوده بزرگتر ميگرداند وقوت مولده كه از فضل غذا مادة شخصي ديگر از نوع أو معده ميگرداند وخادمان اين قوتها مانند جاذبه وماسكه وهاضمه ودافعه ومانند مغيره أولى وثانيه ومصوّره وچهارم آنچه بان مشارك ديگر حيواناتست وان دو صنف است يكى مبادى ادراكات ودوم مبادى حركات ارادى وصنف أول دو قسم است يكى حواس ظاهر اعني قوتها لمس وذوق وشم وبصر وديگر حواس باطن اعني حسّ مشترك كه ادراك صور خيالي كند ومصوّره كه حافظ صور است ووهم كه ادراك معاني جزئي كند وذاكره كه حافظ أو است ومتخيّله كه واسطهء اين دو مدركست ودر هر دو حافظه تصرّف كند بتخيل ودر صور عقلي بتفكر وصنف دوم قوت شوق است يا بجذب ملايم اعني شهوى ويا بدفع غير ملايم اعني غضبى وآنچه در فرمان هر دو باشد از قوتها كه در مبادى اعصاب وعضلات مركوز باشند وبحسب أرادت تحريك اعضا كنند وپنجم آنچه مردم بان متفردند وان قوه نطقى است كه مشتمل است بر عقل نظري كه بان در معقولات تصرف كند تا از مرتبهء عقل هيولانى كه استعداد مجرد باشد اندك اندك بمرتبهء عقل مستفاد رسد وصور معقولات كما هي درو متمثل شود وبر عقل عملي كه بان استنباط صناعات واستخراج قوانين مصالح منزلي ومدنى كند تا تعيش أو بر وجه أفضل باشد واز اين جمله بعضي فعلها آنست كه بيدانش أو از ان قوتها صادر ميشود مانند هضم ونمو وبعضي آنست كه بدانش أو از أو در وجود آيد اما ادراك در ان هيچ اختيار نبود مانند آنكه كسى تخيل ترشى كند دندان أو كند شود وتوهم بيمارى كند بيمار شود وبعضي آنست كه باختيار أو در وجود آيد يعنى تابع قدرت وأرادت أو است وان دو صنف است يكى جسماني مانند حركات بدني واستعمال حواس وديگر نفساني مانند تخيل وتفكر وبحث ما مقصور است بر اين صنف كه اختياري است وچون اين فعلها تابع قدرت وارادتست واجب باشد از حال قدرت وأرادت وكيفيّت صدور افعال اختياري از ان بحث كردن
فصل هشتم [ تصوير صدور فعل از قادر مختار بالإرادة ]
در بحث از قدرت وأرادت وكيفيت صدور افعال اختياري از هر دو وهر گاه انساني يا حيواني ديگر صحيح بود يعنى مزاج أو معتدل باشد باعتدالى كه لايق أو باشد واعضاى أو سليم بود كيفيتى نفساني در أو حادث شود كه بسبب ان صدور ولا صدور حركات ارادى
و