تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات المحققين مجموعة علمية قيمة تحتوى على ثلاثين رسالة في الفقه والعقائد والفلسفة — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
وادراك أو وحاجتي كه أو را بر ان باعث شود وآنچه ملايم ومنافى آن حال باشد از أمور خارجي تا ان حركت از ان صادر شود ولا محالة ان حركت بر زمان ومسافت موزع باشد تا أو در هر وقتي در موضعي از مسافت باشد كه پيش از ان وپس از ان آنجا نباشد وهمچنين سنگ را كه أو را قاسرى در هوا اندازد همين أسباب باشد وأو را در هر زماني بضرورت موضع معيّن باشد از مسافت أو پس اگر در وقتي معين سر زيد شكسته شود وبودن هيچ كدام در آن وقت آنجا بر سبيل امكان محض واتفاق نبوده باشد بل بر سبيل وجوب بوده باشد پس وقوع ان حادثه ضروري بود نه اتفاقي اما بنزديك كسى كه از ضبط سياست واستناد آن بيك سبب كه انتها همه با أو باشد وتخصيص هر يك بوقتى ووجهي بىخبر باشد مثل اين مثل شخصي باشد كه أو را دو بنده باشد يكى را از راهى بموضعى فرستد وشرط كند كه فلان وقت آنجا باشد وفلان كار بكند وديگري را از راهى ديگر بهمان جاى فرستد ودر همان وقت شرط كند كه كارى موافق كار أول يا مخالف ان بكند وايشان يكديگر را نشناسند واز حال يكديگر بيخبر باشند پس چون توارد هر دو در ان موضع بشود وحالي كه در ميان ايشان باشد از موافقت در ان كار يا مخالفت ندانند ان كار را اتفاقي شمرند وبنزديك آن شخص اتفاقي نباشد وبحقيقت حال حوادث عالم هم چنين است چه أسباب با آنكه نامتناهى است در اختلاف بغايتى كه هيچ وهم را ضبط ان ممكن نباشد امّا بجملگى مستند با يك سبب است كه مسبب همه است وهر يك را وقتي وحدى ووضعي معيّن تقدير كرده است كه از ان تجاوز ممكن نيست واز توارد وتصادم وتعاون وتنازع ايشان چيزها بنادر وغريب حادث ميشود كه هر يكى را از ان سببي باشد موجب وتام وكافى وبالفعل وبالذات ملتئم از ان أسباب اما خلق از معرفت تفاصيل ان عاجز باشند پس هر حادث كه از سببي مستمر الوجود بنادر حاصل شود از جهت كثرت موانع يا از جهت كثرت موانع يا ان أسباب وقوف نباشد از قبيل اتفاقيات شمرند واگر بر تفصيل أسباب يا موانع واقف باشند هر چند وقوعش بنادر بود از ان قبيل نشمرند مانند اجتماع سيارات در جزوى معيّن مفروض از فلك چنانكه گفته‌اند نيست آنچه مهم باشد تصور ان درين موضع تا در احكام مذكور در باب أسباب حيرة واشتباه نيفتد انشاء اللّه العزيز

فصل ششم [ تحقيق عدم منافاة اختيار با وجوب فعل از فاعل ]

در بيان آنكه وجوب فعل از فاعل منافى اختيار أو نبود از فصل