پنجم : هر گاه دو كس سبب شوند و يكى سابق [ 1 ] باشد آن سابق ضامن خونبهاست ، مثل آنكه سنگى برجايى بگذارد و ديگرى چاهى بكند پس پاى كسى برسنگ خورد و در چاه افتد سابق ضامن است ، و اگر يكى از ايشان در ملك خود سنگ گذاشته يا چاه كنده باشد ضامن خونبها نيست .
ششم : طبيب ضامن خونبهاست از مال خود آنچه را از نفس يا عضو به علاج تلف كند و اگرچه احتياط كرده باشد و بيمار نيز اذن داده باشد ، و بعضى از مجتهدين گفتهاند كه : اگر طبيب سعى تمام كرده باشد و حاذق باشد ضامن خونبها نيست « 1 » . و اگر بيمار پيش از مردن ابراى ذمّهء طبيب كند آيا خونبها ساقط مىشود ؟ مجتهدين را در اين دو قول است . [ 2 ]
هفتم : كسى كه خواب آلوده باشد و كسى را بكشد يا عضو كسى را تلف كند عاقلهء او ضامن خونبهاست . [ 3 ] و بعضى از مجتهدين برآنند كه او خود ضامن خونبهاست از مال خود « 2 » .
) هشتم : بردارندهء متاع هر گاه بركسى بخورد و بكشد يا عضو او را تلف كند ضامن است از مال خود . [ 4 ]
نهم : كسى كه زن خود را به نوعى در بغل گيرد يا جماع كند كه بميرد ضامن خونبهاى اوست از مال خود .
هامش
[ 1 ] - يعنى سابق در تسبيب نه در احداث . ( يزدى )
[ 2 ] قول به سقوط اقوى است . ( تويسركانى )
* اظهر سقوط است ، بلكه بعيد نيست عدم ضمانت در صورت اذن در علاج با حذاقت ، هر چند طلب برائت نكند . ( يزدى )
[ 3 ] در غير دايه و در دايه تفصيل است ما بين اينكه به جهت فقر باشد دايه شدن او پس بر عاقلهاست ، يا به جهت عزّت و فخر باشد پس بر خود او است . ( يزدى )
[ 4 ] خالى از اشكال نيست و مراعات احتياط مطلوب است . ( تويسركانى )
( 1 ) ابن ادريس ، سرائر 3 : 373 .
( 2 ) شيخمفيد ، مقنعه : 747 . شيخطوسى ، نهايه 3 : 411 . يحيىبنسعيدحلّى ، جامع شرايع : 583 .