باشد ارش بر او لازم است . و اگر دندان طفل را كنده باشد انتظار بيرون آمدن آن بايد كشيد ، پس اگر بيرون نيايد قصاص لازم است ، و اگر بيرون آيد ارش بايد گرفت جهت زمانى كه دندان نداشته ، و اگر متغيّر شده بيرون آيد نيز ارش مىگيرد ، و اگر پيش از بيرون آمدن دندان يا پيش از مأيوس شدن از برآمدن دندان طفل بميرد در اين هردو صورت ارش لازم است . و دندان اصلى را جهت دندان زيادتى نمىتوان كند ، و همچنين دندان زيادتى را به عوض دندان زيادتى كه در غير مكان باشد نمىتوان كند .
و اگركسى انگشت شخصى را بريده باشد و دست ديگرى را ، پس انگشت او را بايد بريد آنگاه دست او را اگر بريدن انگشت سابق باشد ، و اگر بريدن دست سابق باشد دستش را ببرند و خونبهاى انگشت را به صاحب انگشت دهند .
وهرعضوى كه قصاص درآن واجبباشد هرگاه يافت نشود خونبهاىآنرا بايدداد .
وقصاص ثابت مىشود در هر « حارصه » يعنى زخمى كه پوست سر را بشكافد ، و در « باضعه » يعنى زخمى كه در گوشت سر فرو رفته باشد ، و در « سمحاق » يعنى زخمى كه از گوشت سر گذشته باشد و بهپوست نازكى كه براستخوان سرپيچده رسيده باشد نيز قصاص مىرسد . و در استيفاى قصاص در اين زخمها طول و عرض را [ 1 ] رعايت بايد كرد ، امّا قدر نزول اعتبار ندارد ، چه اعضا در فربهى و لاغرى متفاوت است . و قصاص ثابت نمىشود در زخمى كه استخوان را شكسته باشد يا آن را از جايى به جايى نقل كرده باشد ، براى آنكه استيفاى آن بىزياده ونقصان ممكن نيست ، زيرا كه البتّه در قصاص زيادتى و نقصانى واقع مىشود . و در حال قصاص هردو طرف زخم را نشان بايد كرد ، و از نشان اوّل تا نشان دوم بايد بريد در هواى معتدل تا آنكه از سرايت محفوظ باشد .
وقصاص به غير آهن جايز نيست ، و اگر در قصاص سرايتى بهم رسد ضامن نيست .
و جايز است قصاص كردن پيش از نيك شدن جراحت و اگر چه صبر كردن تا نيك
هامش
[ 1 ] - و نسبت ملاحظه نمىشود ، پس هرگاه سر جانى كوچكتر يا بزرگتر باشد از سر مجنّى عليهمناط مقدار زخم به حسب طول و عرض است هر چند در احدهما مستوعب شود تمام يك طرف از سر يا تمام سر را دون ديگرى . ( يزدى )