يك چشم شخصى را كه دو چشم داشته كور كند آن يك چشم او را به عوض چشم او كور مىتوان كرد و در صورت عكس يك چشم صحيح را به عوض يك چشم او كور بايد كرد ، و بعضى گفتهاند كه نصف خونبها نيز بدهد [ 1 ] « 1 » زيرا كه يك چشم او بجاى دوچشم است پس در كور كردن آن كلّ خونبها لازم است . و اگر كسى چنان كرده باشد كه بينايى چشم كسى رفته باشد و حدقه بجاى خود باشد كيفيّت قصاص او بهطريقى كه درحديث وارد شده آن است كه : قدرى پنبه را تر كنند و برپشت چشم او بگذارند و او را در برابر آيينهء گرمى كه او را رو به آفتاب كرده باشند بدارند تا آنكه بينايى چشم او برود وحدقه بماند « 2 » و اقوى در كيفيّت قصاص دراين صورت آناست كه به هرطريقى كه ممكن باشد كه بينايى چشم او را كم كنند چنان كه حدقه به حال خود بماند جايز است .
و گوش صحيح را به عوض گوش كر ، و بينى صحيح را به عوض بينى كسى كه بويها نشنود ، و ذكر مرد جوان را به عوض ذكر مرد پير ، و ختنه كرده را به عوض ختنه ناكرده مىتوان بريد . [ 2 ]
و كسىكه دندان ديگرى را كنده باشد مثل آن دندان او را بايد كند بهشرطى كه دندان آنكس را كه كنده است بيرون نيايد ، امّا اگر بيرون آيد قصاص نمىتوان كرد ، و رجوع در اين به اهل خبرت بايد كرد ، پس اگر اهل خبرت گويند كه دندان كنده شدهء او ديگر بيرون نمىآيد و بعد از قصاص كردن بيرون آيد به خلاف عادت ، براو چيزى نيست . و اگر دندان كسى را كه اهل خبرت گويند كه بيرون مىآيد و او قصاص كرده
هامش
[ 1 ] - اين قول احوط است . ( تويسركانى )
* اين قول اظهر است در صورتىكه خلقةً يك چشم باشد ، و امّا اگر به جنايتى يك چشم شده باشد نصف خون بهاء ثابت نيست . ( يزدى )
[ 2 ] لكن ذكر صحيح را به عوض عنّين قصاص نمىكنند . ( يزدى )
( 1 ) شيخ طوسى ، نهايه 3 : 433 و مبسوط 7 : 146 . ابن حمزه ، وسيله 446 و 447 . يحيى بن سعيد حلّى ، جامع شرايع : 592 . علّامه ، مختلف 9 : 363 و 365 .
( 2 ) كافى 7 : 319 حديث 1 . وسائل 29 : 173 حديث 1 .