پس « فعل » ما - از اين نظر - متوقف « به فكر » ما و متأخرتر از آن و فكر ما متوقف به نظام جهانى و متأخرتر از آن است و در نتيجه فعل ما ، دو درجه متأخرتر از نظام جهانى است ، ولى خدايى كه جهان را يا گوشهاى از جهان را اداره مىكند ، خود نظام خارجى جهان ، « فعل » اوست و معقول نيست كه كار او طبق تفكر قبلى كه از نظام گرفته باشد ، انجام يابد ( دقت شود )
خداى متعال داراى همهء صفات كمال است
كمال چيست ؟ يك باب خانه وقتى كامل است كه همه نيازمندىهاى زندگى يك خانواده را در برداشته باشد . چنان كه اتاقهاى كافى براى نشستن و پذيرايى مهمان و آشپزخانه براى طبخ غذا و نيز دستشويى و حمام و غيره را شامل باشد و هر اندازه كه اين لوازم را فاقد باشد ، به همان مقدار ناقص است .
چرا گاهى انسان زير بار اين حقيقت نمىرود ؟ : اين حقيقت با كمترين توجهى براى انسان روشن است و هيچگونه ابهامى در آن نيست ، جز اين كه انسان گاهى چنان گرفتار كشمكشهاى زندگى مىشود كه تمام نيروى شعور خود را در راه مبارزههاى حياتى به كار مىاندازد و تمام وقت خود را صرف تكاپوى زندگى مىنمايد ، ديگر كمترين مجالى براى رسيدگى به اين گونه افكار پيدا نمىكند و در نتيجه ، از اين حقيقت غفلت مىورزد يا اين كه مجذوب ظواهر دلفريب طبيعت شده سرگرم هوسرانى و خوشگذرانى مىگردد ، و چون پاىبندى به اين حقايق از بسيارى از بىبندو بارىهاى ماديت جلوگيرى مىنمايد ، طبعاً از پىجويى و بررسى اين حقيقت و نظاير آن ، سر باز مىزند و زير بارش نمىرود .
از اينجاست كه در قرآن كريم از راههاى گوناگون دربارهء آفرينش مخلوقات و نظامى كه در ميان آنها جارى و حكمفرماست ، عنايت بيشترى بذل گرديده و اقامهء « برهان » شده است ، چه بيشتر مردم به ويژه آنان كه شيفتهء ظواهر دلفريب طبيعت