قرآن كريم مىفرمايد :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
؛ « 1 »
اگر جز خداى يگانه خدايانى در آسمان و زمين ( در جهان ) وجود داشتند ، جهان خراب و تباه مىشد .
توضيح : اگر خدايان چندى در جهان حكومت مىكردند و چنان كه بتپرستان مىگويند ، هر بخش جهان را خداى جداگانه اداره مىكرد و زمين و آسمان و دريا و جنگل ، هر كدام براى خود خدايى داشت ! به واسطهء اختلاف خدايان در هر جاى جهان نظم جداگانهاى برقرار مىشد و در اين صورت ناگزير كار جهان به فساد و تباهى مىكشيد ، با اين كه مىبينيم همهء اجزاى جهان با هم بستگى و هم آهنگى كامل دارند و همگى يك دستگاه را تشكيل مىدهند . بنابراين بايد گفت كه پروردگار و آفرينندهء جهان ، يكى بيش نيست .
ممكن است كسى تصور كند چون خدايان « مفروض » عاقل مىباشند و مىدانند كه اختلافشان جهان را به سوى تباهى و فساد مىكشد ، هرگز با هم اختلاف نمىكنند ! ولى اين تصورى است فاسد و خدايى كه جهان آفرينش را يا گوشهاى از جهان آفرينش را اداره مىكند و نظام آفرينش كار و فعل او است ، مانند ماكار فكرى نمىكند .
توضيح اين مطلب اين كه : از نخستين روزى كه چشم ما به جهان آفرينش باز مىشود و نظام جارى در آن را مشاهده مىكنيم ، « صورتهاى فكرى » از نظام نامبرده برمىداريم كه « معلومات » ما است ، آنگاه براى رفع نيازمندىهاى روزمره كه فعاليت مىكنيم ، فعل خود را به صورتهاى فكرى تطبيق مىكنيم تا مطابق نظام جارى آفرينش گردد ؛ مثلا براى رفع گرسنگى غذا مىخوريم تا سير شويم و براى رفع تشنگى آب مىخوريم تا سيراب شويم و براى رفع سرما و گرما لباس مناسب مىپوشيم ، زيرا ديديم كه در نظام جهانى اين نيازمندىها با اين وسايل رفع مىشود .
هامش
( 1 ) . انبياء ، آيهء 22