يا پا يا چشم نداشته باشد از همان جهت ناقص است .
بنابر آنچه دانسته شد ، صفت كمال چيزى است كه نوعى از نيازمندىهاى هستى را رفع نمايد و نقص را بر طرف سازد . مانند صفت علم كه تاريكى جهل را رفع نموده و معلوم را براى عالم روشن مىسازد و مانند قدرت كه مقاصد و خواستههاى شخصى را كه داراى قدرت است و براى وى امكانپذير مىسازد و او را به آنها مسلط مىنمايد ، و مانند صفت حيات و احاطه و غير اينها .
وجدان ما قضاوت مىكند كه آفريدگار جهان - يعنى كسى كه هستى جهان و جهانيان از وى سرچشمه مىگيرد و هر نيازى را كه فرض شود او رفع مىنمايد و هر نعمت و كمال را او ارزانى مىدارد - همه صفات كمال را داراست ، زيرا از نظر واقعبينى ، هرگز نمىتوان تصور كرد كسى بتواند نعمتى را كه خود گرفتار آن است ، از ديگران رفع نمايد .
خداى متعال نيز در قرآن كريم خود را به همهء صفات كمال مىستايد و از هر نقص و عيب خود را منزه و پاك معرفى مىفرمايد :
« وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ »
؛ « 1 »
تنها اوست كه دارا و بى نياز مطلق است و نياز هر نيازمندى را رفع مىكند .
و باز مىفرمايد :
« اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى »
؛ « 2 »
نيكوترين و زيباترين صفات از خدايى است كه غير از او خدايى نيست .
اوست كه زنده و دانا و بينا و شنوا و توانا و آفريدگار و بىنياز است . پس بايد خداى متعال را داراى تمام صفات كمال ، و ساحت مقدس او را از هر صفت نقص پاك و منزه دانست ، زيرا اگر نقص داشت از همان جهت نيازمند بود و خدايى بالاتر از او
هامش
( 1 ) . انعام ، آيه 133
( 2 ) . طه ، آيه 8