2 . هر فرد ديندار به راهنمايى دين به اين حقيقت پى برده است كه زندگى وى محدود به زندگى چند روزهء اين جهان زودگذر نيست ، بلكه حياتى نامحدود و بى پايان در پيش دارد كه با مرگ از بين نمىرود و تنها راه سعادت هميشگى و راحتى ابدى وى اين است كه از مقررات دينى كه پروردگار متعال به وسيلهء پيامبران خود فرستاده است پيروى كند ، زيرا مىداند كه مقررات دينى از طرف پروردگار دانا و توانا و بينايى است كه درون و بيرون انسان را در پيشگاه خود آن طور كه هست ، دارد و به حساب و رفتار پنهان و آشكار او ، رسيدگى خواهد كرد ، بنابراين ممكن نيست از پنهان داشتن عملى استفاده كرد و از فرمان خداى بزرگ شانه خالى كند .
3 . هر فرد ديندار نيز طبق عقايد دينى خود مىداند هر دستور دينى را كه انجام مىدهد ، اطاعتى از پروردگار خود نموده است و با اين كه از نظر رسم بندگى نبايد در انديشهء اجر و مزدى باشد ، اما پاداش نيكى از فضل و عنايت پروردگار دريافت خواهد نمود . از اين جهت ، هر اطاعتى را كه انجام مىدهد در حقيقت به اختيار خويش معاملهاى نموده و داد و ستدى كرده است ، زيرا با ميل و رغبت مقدارى از آزادى خويش را از دست داده در برابر آن خشنودى خداوند مهربان را به دست آورده و پاداش نيكى ، خواهد گرفت .
يك فرد ديندار ، با پيروى از قوانين و مقررات دينى با كمال خوشى سرگرم معامله است و هر چه از نقد آزادى صرف مىكند چندين برابر سود بر مىدارد . كالايى مىفروشد و متاعى بهتر از آن ، خريده به جاى آن مىگذارد . ولى كسى كه پاى بند دين نيست ، چون رعايت مقررات و پيروى از قانون را برخود خسارتى فرض مىكند و طبع آزادىجوى او از باختن مقدارى از آزادى خود رنج مىبرد ، در پى فرصت است تا به وسيلهاى اين « بند » را پاره كرده آزادى ! خود را به دست آورد .
ناگفته نماند : دين با قانون تفاوتهاى ديگرى هم دارد . دينداران به دلخواه خود از گناه مىگريزند ، ولى پيروان قانون تنها از راه « ترس » جرم نمىكنند . دين بر سراسر
تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٨