نگهبان است . ولى همانطور كه گفته شد ، قوانين مجازات و پليس نمىتواند جلو طبع سركش و غرائز طغيانگر ديگر بشر را بگيرد و كارى كند كه مقررات اجتماعى عملى شود .
دين ، علاوه بر اين كه مانند قوانين بشرى براى حفظ انتظامات نگهبان گمارده و مقرراتى براى مجازات متخلفان و سركشان وضع كرده ، وسايل نيرومند ديگر نيز در اختيار دارد كه مىتواند با آنها هر نيروى مخالفى را مغلوب كند و در هم شكند .
1 . دين در نتيجهء پيوندى كه خداوند متعال ميان زندگى اجتماعى و سرشتش قرار داده است ، در همهء اعمال فردى و اجتماعى براى انسان مسئوليت خدايى ايجاد كرده و انسان را در همهء حركات و سكنات خود مسئول خداى متعال مىداند . چون خداى متعال با قدرت و علم بى پايان خويش از هر جهت به انسان احاطه دارد و به هرگونه فكرى كه در سر بپروراند و رازى كه در دل داشته باشد كاملًا آگاه است و چيزى بر وى پوشيده ، نيست .
دين زمام مراقبت و نگهدارى انسان را علاوه بر پاسبان ظاهرى ، به دست يك پاسبان درونى مىسپارد كه در كار خود هرگز غفلت نمىكند و از پاداش و كيفر آن نمىتوان جان بدر برد .
خداى متعال در كلام خود مىفرمايد :
« وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ »
. « 1 »
و مىفرمايد :
« وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ »
. « 2 »
هامش
( 1 ) . انفال ، آيه 48
( 2 ) . حديد ، آيه 4