پس در واقع اسلام دو سوم ثروت كره زمين را از جهت مالكيت - يعنى اداره و تدبير - به دست فكر و تعقل سپرده و يك سوم آن را به دست عاطفه و احساس . و لكن از جهت مصرف ، دو سوم آن را به دست عاطفه و احساس داده ، يك سوم را به دست تعقل سپرده است !
بديهى است كه نيروى تعقل در اداره كردن ثروت از احساس و عاطفه تواناتر است و احساس و عاطفه در مصرف كردن مال به نيروى تعقل نيازمندتر مىباشد .
و اين عادلانهترين و عاقلانهترين روشى است كه مىتواند ثروت جهان را ميان دو نيروى مخالف ، تعقل و احساس ، تقسيم كند و هر دو نيرو را كه در زندگى سهم به سزايى دارند ، ارضا نمايد .
تعداد زوجات در اسلام
از مسلّمات شريعت اسلام اين است كه مرد مىتواند در صورت نياز ضرورى « چهار زن » اختيار كند ، براى پى بردن به حكمت اين حكم ، بايد به نكات زير توجه نمود :
1 . اين حكم از احكام اختيارى است نه از احكام واجب و حتمى ، يعنى بر مرد مسلمان واجب نيست كه چهار زن بگيرد ! بلكه مىتواند در يك زمان ، دو يا سه يا چهار زن داشته باشد . و به علاوه چون بيشتر از يك زن گرفتن ، شرطش اين است كه انسان ميان آنان به عدالت رفتار كند ، اين كار بسيار مشكلى است كه از عهدهء هر كس بر نمىآيد . اقدام به اين كار در واقع حالت استثنايى به خود مىگيرد .
2 . يكى از نيازمندىهاى بشر ، توالد و تناسل و تكثر افراد است كه آفرينش براى اين منظور بشر را به مرد و زن تقسيم نموده ، اسلام هم كه دين فطرت است نيازمندىهاى واقعى بشر را در نظر گرفته و به همين جهت دستور ازدواج داده است و چون مرد و زن ، براى توالد و تناسل از لحاظ صلاحيت ، اختلاف دارند ، تعدد