3 . زن ، چنان كه خويشاوندى طبيعى دارد ، خويشاوندى رسمى قانونى نيز دارد .
4 . دختر ، فرزند است چنان كه پسر فرزند است . فرزندان دختر مانند بچههاى پسر ، فرزندند و از اين روى زن نيز چون مرد از خويشان سببى و نسبى ، مانند پدر و مادر ارث مىبرد .
5 . زن ، استقلال فكرى دارد و مىتواند در زندگى خود هر گونه تصميمى بگيرد و در حدود شرعى به ميل و انتخاب خود شوهر كند و آزادانه ، در چارچوب ضوابط شرعى زندگى نمايد ، و هر شغل مشروعى را كه بخواهد انتخاب كند .
زن ، استقلال عملى - اقتصادى دارد و كار و كوشش از او محترم است و مىتواند مالك شود و ثروت خويش را خود بدون سرپرستى و دخالت مرد اداره نمايد ، و از مال و حقوق فردى و اجتماعى خويش دفاع نمايد و مىتواند بر نفع يا ضرر ديگران شهادت دهد . و جز در مسئلهء آميزش جنسى - كه در آن بر طبق پيمان زناشويى بايد شوهر خود را اطاعت كند - هر كار ديگرى كه براى شوهر انجام دهد ، مطالبهء اجرت و حقوق نمايد !
6 . مرد نسبت به زن حق هيچ گونه تحكم و تعدى ندارد و هر تعدى كه در مورد مردان قابل تعقيب است ، دربارهء زن نيز قابل مجازات و تعقيب مىباشد .
7 . زن شخصيت معنوى دينى دارد و از سعادت اخروى محروم نيست . نه آنچنان كه غالب مذاهب ، زن را مانند يك شيطان ! نوميد از رحمت خداوندى مىپندارند .
خداوند متعال در كلام خود مىفرمايد :
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ »
؛ « 1 »
هر زن و مرد با ايمان كه عمل نيكويى انجام دهد زندگى پاكيزه و مزد كارهاى
هامش
( 1 ) . نحل ، آيه 97