هست اين است كه در طبيعت زن عواطف و احساسات قوىتر از مرد مىباشد .
البته جاى انكار نيست كه اين حكم مانند همهء نواميس آفرينش موارد استثنايى دارد ؛ يعنى زنانى در جهان يافته شدهاند كه نيروى عقلشان از بسيارى مردان قوىتر بوده است ، ولى به حسب اكثريت - و طبق بررسىهاى فيزيولوژيك - نيروى انديشه و خرد در اغلب مردها قوىتر و احساس و عاطفه در زن بيشتر است . اين حكم به هيچ وجه قابل انكار نيست و با آزمايشهاى طولانى به ثبوت رسيده است و اختلافاتى كه در اسلام بين زن و مرد و مرد از نظر حقوق ديده مىشود ، علتش همين اختلاف در وظايف و تعقل و عاطفه و ديگر اختلافات طبيعى است ، در اينجا به طور اجمال يكى دو مورد از موارد اختلاف را بيشتر بيان مىكنيم .
اختلافهاى مرد و زن در ارث
در اسلام ، سهم ارث يك زن به اندازه نصف سهم يك مرد است و لكن با بررسى دقيق روشن مىشود كه حكم ديگر اسلام كه بايد شوهر مخارج زن را بدهد جبران اين كمبود را مىكند ، زيرا چنان كه مىدانيم همهء ثروت موجود زمين در هر زمان از آنِ نسل حاضر است ، و در عصر آينده همان ثروت از راه ارث به نسل بعد منتقل مىشود .
و مورد استفاده قرار مىگيرد ، بنابراين معنا ، يك سهم و دو سهم بردن زن و مرد - كه تقريباً از روى آمار مساوى هستند - اين است كه مالكيت دو سوم ثروت عمومى جهان از آنِ مرد و يك سوم از آن زن است ، ولى چون در اسلام مخارج زن و مصارف زندگى او با لزوم رعايت عدالت و مساوات ، به عهدهء مرد مىباشد ، نصف سهمى كه مالكيت آن به مرد سپرده شده است به مصرف زن مىرسد ، و در يك سهمى هم كه زن خودش مالك است ، مستقلًا مىتواند خودش تصرف كند .
پس مالكيت دو سوم از ثروت زمين ، اگر چه در هر عصر ، به دست مرد و يك سوم به دست زن سپرده شده است ، ولى از جهت مصرف به عكس اين مطلب مىباشد .