تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
ضعيف و محكوم شمرده مىشد و خود نيز به مرور زمان خصائص انسانى خود را گم كرده و نمىتوانست هيچ گونه شخصيت اجتماعى براى خود تصور نمايد . كلمهء « زن » معناى زبونى و خوارى و پستى و بىخردى را مىداد . در ادبيات هر زبانى نظم و نثر بسيار ، در ناشايستگى و فساد زن يافت مىشود كه كاشف از طرز تفكر است كه پيشينيان در خصوص زن داشته‌اند !

نظر اسلام در خصوص زن

روزى كه خورشيد اسلام در افق بشريت سرزد ، زن همان موقعيت اجتماعى را داشت كه اجمالًا گفته شد . جهان آن روز در خصوص زن ، جز يك مشت افكار خرافى و نادرست و رفتار ظالمانه چيزى ديگر نداشت و مردم - حتى خود طبقهء زن - براى اين طبقه مرتبه و حقى قائل نبودند و آن را موجودى « پست » كه براى خدمت‌گزارى انسان شريف - يعنى مرد - آفريده شده است ، مىدانستند ! اسلام ، با تمام قوا با اين افكار مخالفت كرد و براى زن حقوقى را كه بيان مىشود مقرر فرمود : 1 . زن يك انسان واقعى است و از يك جفت انسان نر و ماده ، آفريده شده و خصائص ذاتى انسان را دارد و در مفهوم انسانيت ، مرد را بر او امتيازى نيست . خداى متعال دركلام خود مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى » ؛
اى مردم ما شما را از نر و ماده‌اى آفريديم . « 1 » و در چندين آيهء ديگر مىفرمايد :
« بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ » *
همه از جنس هم هستيد . 2 . زن ، مانند مرد ، عضو كامل جامعه است و شخصيت حقوقى دارد .
هامش
( 1 ) . حجرات ، آيه 13