محسوب مىشود و حقوق و احترامى دارد ، بلكه براى آن كه زنده بماند تا بازيچه شهوت مردان شود و براى اهل خانه ، يعنى مردان غذا تهيه و آماده كند . و در اقوام ساحل نشين ماهى شكار كند . باركشى نمايد . در خانه خدمت كند و در مواقع لزوم ، مخصوصاً در قحطى و مهمانى از گوشت وى تغذيه شود ! .
زن در خانهء پدر همين حال را داشت ، تا تحويل شوهر داده مىشد ! ولى نه به اختيار خودش ، بلكه مطابق دستور پدر ! و آن نيز در حقيقت يك نوع « فروش » بود نه پيمان ازدواج ! زن در خانهء پدر تابع پدر و در خانهء شوهر تابع شوهر بود و در هر حال ، تحت نظر صاحب خانه و به دلخواه وى زندگى مىكرد .
خداوند خانه مىتوانست او را بفروشد ! يا ببخشد ، يا براى منظورهايى از قبيل خوشگذرانى ، و زادن بچه و يا خدمت ، به كس ديگر ، عاريه ! يا قرض يا اجاره دهد ، و اگر از وى گناهى سر مىزد ، حق داشت هر گونه مجازاتى كه صلاح داند ، حتى كشتن را دربارهء وى اجرا كند ، بىآنكه كوچكترين مسئوليتى متوجه او باشد .
ب - زن در جامههاى مترقى سلطنتى :
در جامعههاى متمدن سلطنتى مانند : ايران و مصر و هند و چين كه به دلخواه « شاهان » وقت اداره مىشد ، همچنين در جامعههاى متمدنى مانند : كلده و روم و يونان كه با حكومت قانون زندگى مىكردند ، گرچه حال زن بهتر از جامعههاى ديگر بود و به كلى از مالكيت محروم نمىشد ، اما باز آزادى كامل نداشت و سرپرست خانهاى كه زن در آن زندگى مىكرد ، مانند : پدر يا برادر بزرگتر يا شوهر بر وى حكومت مطلق داشت ، يعنى حق داشت وى را به هر كه مىخواهد شوهر دهد و يا عاريه اجاره دهد يا ببخشد ، و مىتوانست - مخصوصا در صورت ارتكاب جرم - او را بكشد يا از خانه بيرون كند .
در بعضى از كشورها ، زن خويشاوندى طبيعى نداشت و مردها با زنهاى محرم خودشان ازدواج مىكردند ، و در بعضى ديگر زن ، خويش رسمى و قانونى شمرده نمىشد و ارث نمىبرد ، در بعضى جاها چند مرد يك زن مىگرفت و بعضى اقوام