اعراب جاهيلت دختران خود را زنده به گور مىكردند .
زن را شوم مىدانستند و اگر مورد تجاوز و ظلم قرار مىگرفت ، حق مراجعه به محكمه و شكايت يا دفاع از خود را نداشت ، و حق نداشت شهادت دهد .
روى هم رفته در اين جامعه ، زن عضوى ضعيف و ناقص شمرده مىشد كه بايد تحت سرپرستى مرد اداره شود و هرگز استقلالى در اراده و تصميم و آزادى در كار و انتخاب شغل نداشت و مانند « بچه خردسالى » بود كه تا به حد بلوغ و رشد نرسيده ، بايد زير نظر سرپرستى زندگى كند ! جز اين كه زن ، هرگز به حد بلوغ و رشد نمىرسيد ! زن مانند اسير جنگى بود كه تا آزاد نشده ، بايد در بردگى دشمن بماند و از كار و كوشش وى استفاده شود و از مكر و شيطنت وى در حذر باشند ، جز اينكه زن هرگز اميد آزادى نداشت .
ج - زن در جامعههاى دينى :
در جامعههاى دينى نيز بيشتر از آنچه در جامعههاى ديگر بود ، روى خوش به زنان نشان نمىدادند و حقوقى براى آنان قائل نبودند .
تورات فعلى يهود ، زن را « تلختر از مرگ » ! معرفى نموده دور از كمال ، مىشمارد ! در مجمع روحانى فرانسه كه چند سال پيش از بعثت رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله منعقد شد روحانيان مسيحى پس از بررسى كامل حال زنان ، حكم صادر نمودند كه « زن انسان است ، ولى فقط براى خدمت به مرد آفريده شده است » ! .
و در همهء اين جامعهها ، فرزند تابع پدر بود نه مادر و پايهء نسب از پدران درست مىشد نه از مادران ، جز اينكه در بعضى از نقاط چين و هند كه تعدد شوهر مرسوم بود ، فرزند تابع مادر بود و پايهء نسب را مادران تشكيل مىدادند !
خلاصه
پيش از اسلام در سراسر جهان و در همهء ادوار تاريخ ، در جامعهء بشرى زن عضو مؤثرى به شمار نمىرفت و واجد استقلال و آزادى نبود و هميشه يك موجود