مرد و زن
دستگاه آفرينش نوع بشر را مانند موجودات جاندار ديگر به نر و ماده تقسيم كرده و بدين وسيله به توالد و تناسل كه تنها ضامن بقاى اين نوع است ، متوسل شده است .
مرد و زن در عين حال كه براى ايجاد نسل با دو دستگاه مختلف مجهز مىباشند ، هر يك از آنان غرايز و نيروهاى كامل يك فرد انسانى را دارا هستند ، و درخصائص ذاتى انسان نيز با هم برابرند . تنها خصوصيت اين دو صنف كه در اجتماع مىتوانند منشأ امتيازهاى جداگانه شوند ، اين است كه : در صنف مرد ، خاصيت تعقل قوىتر و در صنف زن عاطفه واحساسات بيشتر است ، و به واسطهء همين خصوصيات است كه در اجتماع ، هر كدام وظيفهء مخصوصى را به عهده گرفته و چرخ اجتماع را مىگردانند و اگر پا از دايرهء طبيعى خود بيرون نهند ، چرخ اجتماع از كار مىافتد .
اسلام در احكامى كه راجع به اين دو صنف وضع نموده ، به طور كلى صفات و اختصاصات هر يك را در نظر گرفته و در مقررات مشترك همان اشتراك نوعى را مورد نظر قرار داده ، اين دو صنف را تا حد امكان به هم نزديك ساخته است .
براى آنكه دانسته شود كه اسلام در پرتو واقع بينى خود ، چه قدمهاى برجستهاى در رفع اختلافات اين دو صنف برداشته و مخصوصاً براى بهبود حال زنان و آسودگى ايشان ، چه قوانينى برقرار ساخته است ، بايد از حال عمومى زنان « پيش از اسلام » مطلع شويم و در اين باره تحقيقى بنماييم و رفتارى را كه در جامعههاى مترقى و غير