ازدياد ثروت و مفاسد آن
از راه تجربه و مشاهده ، ثابت شده است كه يك فرد از افراد جامعه در شرايط متوسط مىتواند با كار و كوشش بيش از آنچه نياز دارد تهيه نمايد و از نظر واقعبينى نيز بايد همين طور باشد ، زيرا انسان در زندگى خود به طور طبيعى دوران پيرى و ناتوانى دارد كه تا اندازهء زيادى نيروى كار و كوشش را از دست مىدهد ، بنابراين بايد بتواند در دوران قدرت و نيروى جوان ، بيش از حد احتياج تهيه كند تا در دوران پيرى از آن استفاده نمايد .
علاوه بر اين مرد و زن با وسايل و عواطف ديگرى مجهزند كه ادارهء زندگى نوزادان را به عهدهء ايشان مىگذارد . خداوند با عنايت خود اين نقيصه را نيز از راه كار وكوشش دورهء جوانى تأمين نموده است و جوان را نيروى بيشترى داده تا بتواند به وسيلهء كار و كوشش ، از عهدهء نيازمندى چندين فرد برآيد . همين خاصيت در جامعه نيز وجود دارد و يك جامعه ، با شرايط متوسط مىتواند بيش از حد احتياج به جمع ثروت بپردازد .
و باز اين نكته از راه تجربه آشكار شده كه هرچه از عمر انسانيت مىگذرد و دانش بشرى افزوده مىگردد و با آزمايشهاى بيشترى مجهزتر و در كار خود ورزيدهتر مىشود ، به ايجاد ثروت آشناتر مىگردد . بنابراين روز افزون بودن ثروت قطعى و اجتناب ناپذير خواهد بود و از طرف ديگر به موجب اصل « اختصاص و مالكيت »