كردار و رفتار نارواى خود جامعه مختل مىسازد و اثر ناگوار آن ، بالاخره دامنگير خودش نيز خواهد شد .
زيرا اين تصور اگر چه در افراد ضعيف و بى دست و پا ، تا اندازهاى جارى است ولى افرادى كه به اوج قدرت رسيدهاند و انتظام و اختلال جامعه در خوشبختى و كاميابى آنان تأثيرى ندارد ، بلكه هر چه آشوب و فساد در جامعه بيشتر و روزگار مردم تيرهتر باشد ، آنان خوشوقتتر و كاميابتر مىگردند ، دليل ندارد كه نهاد اين افراد نيكوكارى را خوب ، و بدكردار ، كارى را بد بداند !
و همچنين نبايد تصور كرد كه اينان اگر چه در زندگى چند روزهء خود كامروا مىباشند به واسطهء بدكارى ، براى هميشه نامشان ننگين شده و نفرت عمومى همراهشان مىباشد .
زيرا ننگين جلوه نمودن نام آنان و قضاوت ناگوار آيندگان در حقشان ، وقتى است كه ايشان از ميان رفته و هيچ شدهاند و كمترين تأثيرى در زندگى سرتاسر خوشى و لذت و كاميابى آنان ندارد .
در اين صورت ، هيچ دليلى نخواهد بود كه انسان نيكوكارى را نيك بداند و تحصيل نمايد و بدكارى را بد بيند و از آن بپرهيزد و به اعتقاد نامبرده بگرايد . با اينكه اگر « معادى » در بين نباشد ، قطعاً يك اعتقاد خرافى خواهد بود .
پس ما از اين اعتقاد پاك تزلزلناپذير ، كه دست آفرينش در نهاد ما گذاشته ، بايد بفهميم خداى متعال همه را پس از مرگ دوباره زنده مىكند و به حساب اعمالشان رسيدگى فرموده نيكوكاران را پاداش نيك و نعمت جاويد مىدهد و بدكاران را به سزاى كردارشان مىرساند و اين « روز قيامت » ناميده مىشود .
معاد و اديان و ملل
همهء اديان و مذاهبى كه به پرستش خداى متعال دعوت مىكنند و بشر را به