تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
زيرا همان‌طور كه گفتيم ، در اين جهان نيكوكار و زشت كردار به پاداش كامل اعمالشان نمىرسند و اگر جهان ديگرى در بين نباشد كه در آن هر كدام از اين دو دسته به پاداش مناسب رفتار و كردار خودشان برسند ، هر دو دسته پيش خدا يكى خواهند بود و اين منافى « عدل الهى » است .

از مرگ تا قيامت ( آنچه مىميرد تن است نه روان )

از نظر اسلام ، انسان آفريده‌اى است كه از تن و روان - روح و جسم - تشكيل يافته است . تن انسان ، خود يكى از تركيبات ماده و محكوم قوانين مىباشد ؛ يعنى حجم و وزن دارد و زندگانى او در زمان و مكانى است و از سرما و گرما و غير آن‌ها متأثر مىشود و تدريجاً كهنه - پير - و فرسوده مىگردد و بالاخره چنان‌كه روزى به امر خداى متعال هستى يافته ، روزى نيز تجزيه شده از بين مىرود . ولى روان انسان ، مادى نيست و هيچ يك از خاصيت‌هاى نامبرده ماده را ندارد ، بلكه صفت علم و احساس و فكر و اراده و صفات ديگر روحى ، مانند مهر و كينه و شادى و اندوه و بيم و اميد و مانند آن‌ها ، از آن اوست . چنان‌كه روان خاصيت‌هاى نامبردهء ماده را ندارد ، صفات روحى نيز از اين خاصيت‌ها دورند . بلكه قلب و مغز و ساير اجزاى بدن ، در فعاليت‌هاى بىشمار خود ، فرمانبردار روان و صفات روانى مىباشد و هيچ يك از اجزاى بدن را به عنوان مركز فرماندهى نمىتوان تعيين كرد . خداى متعال مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ * ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ »
؛ « 1 » ما براى نخستين بار انسان را از ماده‌اى كه از گل گرفته شده بود ساختيم پس از آن او
هامش
( 1 ) . مؤمنون ، آيات 12 - 14