يكى از بركات وجودى آن حضرت اين بود كه احاديث بسيارى كه از پدران بزرگوارش در دست شيعه بود ، به وى عرضه شد و به اشاره و تشخيص وى ، روايات غير صحيح و مجعول كه دستهاى ناپاك در ميان اخبار اهل بيت داخل كرده بود ، مشخص و متروك گرديد .
آن حضرت در مسافرتى كه به عنوان ولايت عهدى از مدينه به سوى « مرو » فرمود ، در طول راه و خاصه در « ايران » جنب و جوش عجيبى در ميان مردم پديد آورده بود و از همه جا دسته دسته به قصد زيارت ، متوجه حضورش مىشدند و شب و روز ، پروانه وار به دور شمع وجودش مىگرديدند و معارف و احكام دين را ياد مىگرفتند .
مأمون ، از توجه بىسابقه و شگفت آور مردم به آن حضرت به غلط بودن سياست خود پىبرد و به منظور ترميم شكست سياسى خود ، آن حضرت را مسموم و شهيد كرد و پس از آن ، باز سياست ديرين خلفا نسبت به اهل بيت و شيعيان و پيروان آنان ، دنبال شد .
امام محمد تقى و امام على النقى و امام حسن عسكرى عليهم السلام
محيط زندگى اين سه امام بزرگ ، مشابه هم بود . پس از شهادت امام رضا عليه السلام مأمون يگانه فرزند وى ، امام محمد تقى را به بغداد احضار كرد و از در مهر و ملاطفت ! پيش آمده و دختر خود را با آن حضرت تزويج و با اعزاز تمام ، پيش خود نگاهداشت !
اين رفتار ، گرچه دوستانه به نظر مىرسيد ، اما « مأمون » با همين سياست در واقع امام عليه السلام را از هر جهت تحت نظر و مراقبت شديد خود در آورده بود .
اقامت غير اختيارى امام على النقى و امام حسن عسكرى در « سامراء » هم كه در زمان امامتشان پايتخت خلافت بود ، در حقيقت عنوان حبس نظرى داشت .
مدت امامت اين سه بزرگوار ، روى هم پنجاه و هفت سال است . كثرت افراد شيعه