و صميمانه به حمايت آن حضرت برخاستند . شهر مدينه قيافهء اسلامى به خود گرفت و تا آن روز كه به « يثرب » معروف بود و پس از آن « مدينة الرسول » ناميده شد و نخستين شهر اسلامى گرديد . البته اقليت عربهاى مدينه كه نزديك به يك ثلث جمعيت شهر بودند ، هر چند منافق بودند ، ولى از ترس اكثريت تظاهر به اسلام مىكردند .
خورشيد اسلام از آسمان صاف مدينه تابيدن گرفت و به نور افكنى خود شروع نمود و در وهله اول حالت جنگى كه سالها در ميان دو طايفهء بزرگ « اوس » و « خزرج » وجود داشت ، به صلح و صفا تبديل شد . مؤمنان اهل مدينه پروانه وار به دور شمع رسالت گرد آمدند و به تدريج عشايرى كه در قلمرو مدينه بودند ، اسلام مىآوردند و احكام آسمانى اسلام يكى پس از ديگرى نازل و اجرا مىشد . و هر روز يكى از ريشههاى فساد و كردارهاى ناپاك از ميان رخت بربسته ، به جاى آن تقوا و عدالت قرار مىگرفت و به تدريج پيروان اسلام كه درمكه بودند و پس از هجرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله زير آزار و شكنجهء سخت كفار قرار گرفته بودند ، خانه و زندگى خويش را رها كرده به سوى مدينه مىگريختند و مورد نوازش و پذيرايى گرم برادران دينى خود قرار مىگرفتند .
مسلمانانى كه در مكه مانده بودند ، به تدريج از آنجا مهاجرت كرده در مدينه جمع شدند . اينان را مهاجرين و مؤمنان اهل مدينه را انصار مىگويند .
طوايف زيادى از يهود در مدينه و حوالى آن و در « خيبر » و « فدك » بودند كه احبار و دانشمندان ايشان ، پيوسته بشارت بعثت پيغمبر اسلام را به عرب مدينه گوشزد مىنمودند . ولى اين طوايف وقتى كه پس از هجرت به اسلام دعوت شدند ، دعوت را اجابت نكرده و از پذيرفتن اسلام سرباز زدند . بالاخره ميان اسلام و يهود ، با شرايط خاصى پيمان عدم تعرض بسته شد .
پيشرفت سريع اسلام ، كفار مكه را سخت ناراحت مىكرد و روز به روز خشم و
تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١١١