خود را از هر طرف در ميان شمشيرهاى كفار يافتند .
در اين جنگ خسارات زيادى به مسلمانان وارد آمد . حمزه عموى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تقريباً با هفتاد نفر از ياران ديگر آن حضرت كه اكثرشان از « انصار » بودند ، شهيد شدند و پيشانى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله زخم برداشت و يكى از دندانهاى پيشين آن حضرت شكست و يكى از مشركان كه ضربتى به شانهء وى وارد ساخت ، فرياد كشيد كه :
« محمد را كشتم ! » و در نتيجه لشكر اسلام پراكنده شدند . تنها على عليه السلام با چند نفر ، درگرد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله پابرجا ماندند و همهشان به قتل رسيدند جز على عليه السلام كه تا آخر جنگ ، مقاومت نموده از آن حضرت دفاع مىكرد .
آخر روز ، دوباره فراريان لشكر اسلام دور پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله گرد آمده مهياى جنگ شدند . ولى لشكر ابوسفيان ، همان اندازه از موفقيت را غنيمت شمرده و دست از جنگ برداشتند و راه مكه را پيش گرفتند .
لشكر كفار ، پس از پيمودن چند فرسخ راه ، از اين كه جنگ را تا فتح نهايى تعقيب نكردند و زن و بچه مسلمانان را اسير و اموالشان را غارت نكردند ، سخت پشيمان شدند و حتى مشغول مشاوره بودند كه دوباره به مدينه حمله كنند ، ولى به آنان خبر رسيد كه لشكر اسلام به منظور ادامه جنگ به دنبالشان افتاده و در راهند . همين كه كفار اين خبر را شنيدند ، مرعوب شده از مراجعت به سوى مدينه منصرف گشتند و با عجله رهسپار مكه گرديدند .
البته آنچه شنيده بودند مقرون به صحت بود ، زيرا پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به امر خدا ، لشكرى از آسيب ديدگان جنگ تجهيز نموده و به سرپرستى على عليه السلام به دنبال دشمن اعزام داشته بود .
در اين جنگ اگر چه به مسلمانان تلفات سنگينى وارد آمد ، ولى در حقيقت به سود اسلام و مسلمين پايان پذيرفت و مسلمانان از اين جنگ نتيجهء مهمترى گرفتند و نتيجه شوم تخلف از فرمان پيغمبر را عملًا ديدند و سرانجام دو طرف متخاصم ، وقتى
تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١١٣