نفر از خود بنى هاشم ، به كلى زبان بنى هاشم را مىبست !
. . . اين تصميم قطعيت پيدا كرد . در حدود چهل نفر از قبايل مختلف نامزد قتل آن حضرت شده و شبانه خانهاش را محاصره نمودند كه سحرگاهان به درون خانه ريخته و تصميم قوم را عملى كنند ! ولى اراده خدايى فوق ارادهء قوم بود . و تصميم آنان را نقش بر آب نمود . خداى متعال به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله وحى فرستاد و از تصميم آنان باخبرش نمود و امر فرمود كه شبانه از « مكه » بيرون آمده به « مدينه » مهاجرت كند .
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله على عليه السلام را از جريان واقعه مطلع ساخته و امر نمود كه شبانه در رختخواب وى بخوابد و وصاياى خود را به وى نموده و شبانه از خانه بيرون رفت . و در راه ابوبكر را ديد وى را نيز با خود برداشته راه « مدينه » را در پيش گرفت .
عدهاى از بزرگان مدينه ، قبل از هجرت ، در مكه با پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ملاقات كرده و ايمان آورده بودند و ضمناً پيمانى بسته بودند كه اگر آن حضرت به مدينه بيايد ، به حمايت وى برخاسته و از وى دفاع كنند . چنان كه از جان و عرض خود دفاع مىكنند .
هجرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به مدينه
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شبانه خود را به غارى در كوه « ثور » كه نزديكى مكه مىباشد ، رسانيد و سه روز در غار پنهان شد ! پس از سه روز از غار بيرون آمده و به مسافرت خود ادامه داد تا وارد مدينه گرديد و مورد استقبال اهل مدينه قرار گرفت .
از سوى ديگر ، كفار مكه كه خانهء آن حضرت را شبانه محاصره كرده بودند ، سحرگاهان به داخل خانه هجوم آوردند و با شمشيرهاى برهنه ، به سوى رختخواب آن حضرت شتافتند ! ولى بر خلاف انتظار ، على عليه السلام را به جاى وى يافتند و همين كه اطلاع پيدا كردند كه حضرت از مكه خارج شده است ، در اطراف مكه به جستوجو پرداختند و پس از جستوجوى بسيار ، نوميد به مكه بازگشتند .
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در مدينه توقف فرمود و اهل مدينه با آغوش باز اسلام را پذيرفتند