كه دست از جنگ برداشتند به يكديگر وعده دادند كه سال ديگر همان وقت در بدر جنگ ديگرى بر پا نمايند ! پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله با جمعى از ياران خود سر موعد در بدر حاضر شدند ، ولى كفار از حضور سرباز زدند .
پس از اين جنگ ، مسلمانان به وضع خود سر و سامان بهترى دادند و در داخل شبه جزيره ، جز منطقه مكه و طائف ، از هر سوى پيشرفت مىكردند .
جنگ خندق
جنگ سومى كه كفار عرب با پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله جنگ خندق و آخرين جنگى بود كه به رهبرى اهل مكه واقع شد . جنگ بسيار سختى بود و كفار در اين جنگ تمام قوا و نيروى خود را بسيج كرده بودند . اين جنگ در تاريخ به نام جنگ احزاب و جنگ خندق معروف شد .
پس از جنگ احد ، سران مكه كه در رأس آنها ابوسفيان قرار داشت ، در اين فكر بودند كه آخرين ضربت كارى را بر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله وارد ساخته و نور اسلام را به كلى خاموش كنند ! براى اين منظور قبايل عرب را تحريك كرده به همكارى و كمك خود دعوت مىكردند . طوايف يهود نيز با اين كه با مسلمانان پيمان عدم تعرض بسته بودند ، پنهانى دامن به اين آتش مىزدند و بالاخره پيمان خود را نقض كرده با كفار پيمان همكارى بستند .
در نتيجه ، سال پنجم هجرت ، لشكرى سنگين از قريش و قبايل گوناگون عرب و طوايف يهود ، با ساز و برگ كامل به سوى مدينه تاختند .
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كه قبلًا از تصميم دشمن اطلاع يافته بود ، با ياران خود به مشاوره پرداخت . پس از گفتوگوى زياد طبق پيشنهاد « سلمان فارسى » كه يكى از صحابهء كرام بود ، دور شهر مدينه خندقى كندند و در داخل شهر متحصن شدند ، و لشكر دشمن پس از اين كه به مدينه رسيد ، راهى به داخل شهر نيافته ناگزير شهر را محاصره