تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
هدايت الهى را از درون خانه ، به عرصهء جهان فراز آورد . عكس العمل عرب‌ها بالاخص اهل مكه ، در مقابل اين دعوت و به ويژه پس از دعوت علنى ، بسيار سخت بود و كفار و مشركين به اين دعوت بىآلايش و پاك ، پاسخ منفى وحشيانه و بىرحمانه مىدادند و هيچ‌گونه منطق درستى به كار نمىبردند . آن حضرت را گاهى كاهن و ساحر و زمانى مجنون و شاعر مىناميدند ! و استهزا و مسخره مىكردند و وقتى كه مىخواست مردم را به آيين نوخاستهء اسلام دعوت كند يا عبادت خدا مىكرد ، سر و صدا در هم افكنده و اخلال مىكردند . خاكروبه و خار و خاشاك به سرش مىريختند . كتك مىزدند و دشنام مىدادند و گاهى سنگ‌بارانش مىنمودند و گاهى نيز از راه تطميع پيش آمده وعده‌هاى فريبنده و شيرينى مانند ثروت و رياست ، به وى مىدادند ، تا شايد بدين وسيله عزم و تصميم وى را در هم شكنند . ولى در هر حال ، كمترين سستى و عقب نشينى از آن حضرت بروز نكرد و چيزى كه بود ، برخى اوقات از نادانى و لجبازى قوم خود تأسف مىخورد و اندوهگين مىشد . و بارها در اين باره ، آيات قرآنى نازل شده خداى متعال ، تسليتش مىداد و امر به صبر و شكيبايى مىفرمود و گاهى نيز آياتى نازل مىشد كه آن حضرت را از اين كه كمترين تمايلى به سخنان مردم نمايد ، يا اين كه سستى و نرمى به خرج دهد نهى مىكرد . و كسانى هم كه به آن حضرت ايمان مىآوردند ، مورد شكنجه و عذاب شديد كفار بودند و بسا مىشد كه زير شكنجه جان تسليم مىكردند و گاهى كار به اندازه‌اى سخت شده و كارد به استخوان مىرسيد ! كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله اذن مىخواستند كه قيام خونين كرده و مقدرات امر را يك‌سره نمايند . آن حضرت مىفرمود : « من دستورى در اين باره از جانب خداى متعال ندارم بايد صبر كرد » و جمعى از شدت فشار ، بساط زندگى خود را برچيده و خانه و كاشانه خود را ترك مىگفتند . پس از چندى ، كار بر مسلمانان سخت‌تر شد و ديگر كارد به استخوان رسيد ،