توضيح داده خواهد شد و مخصوصاً در مقدمهء مقالهء 8 كه از « ضرورت و امكان » بحث مىشود دربارهء دو مسئله از اين مسائل پنجگانه كه اهميت بيشترى دارد يعنى اين كه « موجود معدوم نمىشود » و اين كه « تحقق عدم در خارج نسبى است » مفصلًا بحث خواهد شد ، و اگر بخواهيم به توضيح كامل اين مسائل پنجگانه بپردازيم با در نظر گرفتن اين كه قسمتى از مطالب مقالات آينده را بايد به اين جا بياوريم دنبالهء مطلب بسيار طولانى خواهد شد .
علىهذا عجالتاً صرفنظر مىكنيم .
چيزى كه لازم است مجدداً يادآورى كنيم اين است كه اصل عمدهاى كه همهء اين مسائل و عدهء ديگر از مهمات فلسفه را حل مىكند همانا مسئلهء « اصالت وجود و اعتباريت ماهيت » است و اين مسئله است كه قيافهء عمومى فلسفه را يكباره تغيير مىدهد و به حل مشكلات زيادى كمك مىكند .
خوانندهء محترم بايد ذهن خود را براى درك و فهم و قبول اين مسئله آماده كند و در مقدمات و نتايج آن تدبر نمايد . ما در مقالات آينده نيز هر جا كه مناسبتى پيش آيد براى آن كه ذهن خوانندگان محترم را بيشتر روشن كنيم با عبارات ديگر و طرز تقريرهاى ديگرى اين مسئله را بيان خواهيم كرد و مطمئن هستيم كه در مورد اين مسئله هر اندازه كوشش به خرج دهيم زياد نخواهد بود . صدرالمتألهين كه قهرمان اين مسئله است در كتب خويش مكرر از اين مسئله ياد مىكند و در ابواب كه مختلف با طرز تقريرها و دلائل متعدد آن را ذكر مىكند .
در يكى از تعليقات حكمةالاشراق كه نسبتاً بسط زيادترى در اطراف اين مطلب مىدهد مىگويد :
ما سخن را در اطراف اين مطلب بسط داديم ( هرچند آنچه نگفتيم بيش از آن چيزى است كه گفتيم ) به جهت آنكه بسيار شريف و ذىقيمت و فوق العاده غامض است و از مهمترين مقاصد و سزاوارترين آنهاست كه بذل مساعى در تحصيل آن بشود .
سپس مشار اليه به اين شعر عربى متمثل مىشود :
لَئِنْ كانَ هذَا الدَّمْعُ يَجْرى صَبابةً * عَلى غَيْر ليْلى فَهُوَ دَمْعٌ مُضَيَّعٌ
خوانندهء محترم از آنچه گذشت دريافت كه مسئلهء اصالت وجود ، هم جنبهء علم النفسى