از هفت مسئلهء گذشته دوتاى آنها فوقالعاده با اهميت است و از نظر دخالتى كه آن دو مسئله در سرنوشت فلسفه دارند هيچ مسألهاى به پايهء آنها نمىرسد . آن دو عبارت بود از « اصالت وجود » و « تشكيك وجود » . اهميت پنج مسئلهء ديگر ( بداهت وجود ، تحليل ذهن هر واقعيت خارجى را به دو مفهوم : ماهيت و وجود ، مغايرت مفهوم وجود با ماهيت ، اشتراك معنوى وجود ، حقيقت وجود با علم حصولى قابل معلوم شدن نيست ) از لحاظ دخالت و جنبهء مقدّميّتى است كه نسبت به دو مسئلهء نامبرده دارند .
از مسائل دوازده گانهء وجود پنج مسئلهء ديگر باقى ماند كه عبارت است از :
1 . خواص ذهنى وجود در ماهيات جارى نيست .
2 . خواص خارجى ماهيات از آن وجود است و در وجود به شكل ديگرى مغاير با شكلى كه اين خواص در ذهن با ماهيات دارند درمىآيد .
3 . موجود هيچگاه معدوم نمىشود .
4 . تحقق عدم در خارج نسبى است .
5 . مطلق هستى قابل زوال و انعدام نيست .
خوانندهء محترم اگر وارد باشد مىداند كه اين پنج مسئله چه نقش مهمى در عالم فلسفه دارند . اين پنج مسئله به منزلهء نتيجهء دو مسئلهء اساسى فوقالذكر ( اصالت وجود - / تشكيك وجود ) و بالاخص مسئلهء اصالت وجود مىباشند . پس در حقيقت از دوازده مسئلهء وجود برخى به منزلهء مقدمهء « اصالت وجود » و برخى به منزلهء نتيجهء آن است .
ما در مورد پنج مسئلهء اخير عجالتاً توضيحى نمىدهيم و به همان اندازه كه در متن بيان شده قناعت مىكنيم ، زيرا آنچه قبلًا در مورد اصالت وجود و تشكيك وجود گفته شد و مخصوصاً آنچه در ضمن مسئلهء تشكيك وجود در مورد كيفيت مفهومسازى ذهن و اختلافى كه قهراً روى خاصيت مخصوص ذهن بين مفاهيم و مصاديق آنها پيدا مىشود بيان كرديم ، براى پى بردن به اين پنج مسئله كافى است .
بهعلاوه در مقالات 8 و 9 و 10 مطالبى خواهد آمد كه در آنجا خواه و ناخواه مسائل بالا
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 73
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٧٣