مىشدو نه از نظر تحقيق دربارهء مبدأ و نشو و نموّ يك فكر بود بلكه از نظرهاى ديگرى بود چنانكه بر كسانى كه واردند پوشيده نيست ؛ و روى اين جهت ، تاريخ حيات علوم و فنون روشن نمىشد . در تحولات جديد اروپايى يكى از موضوعات مفيدى كه نظر دانشمندان را جلب كرد مطالعهء تاريخ حيات علوم و فنون بود . در دورهء جديد علاوه بر اينكه كتب و رسالات مستقل در اين موضوعات نوشته مىشود معمول اين است كه در متن كتب علمى و حتى كتب درسى انتساب مسائل به پديدآورندگان و تكميلكنندگان آنها روشن مىشود .
عدم توجه به جنبههاى تاريخى مسائل موجب شده كه متخصصين فنون نيز از اين قسمتها بىخبر بمانند و احياناً اشتباهات عظيمى به آنها دست بدهد . مثلًا اگر كسى به كتب فلسفه از قبيل شرح منظومهء حكيم سبزوارى و غيره مراجعه كند و مسائل وجود را مورد نظر قرار دهد چنين مىپندارد كه از دو هزار و چهارصد سال پيش كه مكتب مشّاء و مكتب اشراق تأسيس شده مسئلهء اصالت وجود و اصالت ماهيت مطرح بوده و مشّائين اصالت وجودى و اشراقيّين اصالت ماهوى بودهاند و همچنين از همان زمانها مسئلهء وحدت و كثرت وجود به همين صورتى كه امروز مورد مطالعه است ، يعنى با توجه به اصالت وجود و اعتباريت ماهيت ، مطرح بوده و حكماى مشّاء قائل به كثرت وجود بودهاند و حكماى ايران باستان قائل به تشكيك وجود بودهاند و حال آنكه وقتى انسان به كتب فلسفه از چهار قرن پيش به آن طرف مراجعه مىكند اسمى از اصالت ماهيت نمىيابد و اگر احياناً در بعضى كتب كه از دورهء ابن سينا به بعد تأليف يافته بحثى از اعتباريت وجود و اينكه وجود از معقولات ثانيه است به ميان آمده و دلائلى آورده شده نه به آن معنى و مفهومى است كه اخيراً در مبحث اصالت وجود و اصالت ماهيت قصد مىشود ، چنانكه عن قريب توضيح خواهيم داد . در دورههاى قبل از آن دوره حتى اين قدر هم بحث نشده است . در دورههاى اوليهاى كه فلسفهء يونان به عربى ترجمه شده مسائل وجود خيلى محدود بوده و بحثى از مسائل اساسى به ميان نيامده است . در رسالهء مابعدالطبيعه ارسطو كه به كتاب الحروف معروف است و سرچشمهء اصلى فلسفهء اولى محسوب مىشود از مسائل وجود تنها مسألهاى كه ديده مىشود مسئلهء اشتراك معنوى و اشتراك لفظى وجود است .
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٧٦