تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
حقايق وجوديهء بسيطه هر يك حقيقتى است جدا و مستقل و مباين با ساير وجودات و هيچ سنخيتى بين آنها در كار نيست . اين بود استدلالى كه بر تباين و كثرت وجودات مىتوان اقامه كرد . اين استدلال صحيح نيست و پاسخ آن در ضمن بيان نظريهء سوم كه يگانه نظريه‌اى است كه خالى از اشكال و در عين حال بسيار دقيق است روشن خواهد شد .

وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت

مطابق اين نظريه وجود كه تنها امر عينى و اصيل است حقيقت واحد است ولى داراى درجات و مراتب مختلفه است . ماهيات متكثره و مختلفى كه بر عقل و حس نمودار مىشود گزاف و بلاجهت نيست ، از مراتب و درجات وجود انتزاع مىشود . وجود به همان دليلى كه ضمن تقرير نظريهء بالا گذشت واحد محض نيست ، « وجودات » در كار است ؛ يعنى نظريهء عرفا قابل قبول نيست . اين وجودات ، متباينات نيستند بلكه مراتب حقيقت واحدند و وجه مشترك و ملاك وحدت دارند لكن داشتن وجه مشترك و ملاك وحدت هر چند مستلزم داشتن وجه امتياز و ملاك كثرت است ولى مستلزم اين نيست كه وجه امتياز مغاير وجه اشتراك باشد تا با بساطت وجود كه امرى مسلّم و قطعى است ، منافات داشته باشد . در حقايق وجوديه مابه‌الاشتراك از سنخ مابه‌الامتياز است و اختلاف وجودات از يكديگر به شدت و ضعف و كمال و نقص است و اساساً شدت و ضعف تنها در مورد مراتب حقيقت واحده صادق است و در غير آن صادق نيست . حقيقت اين است كه ادعاى طرفداران نظريهء دوم مبنى بر اين كه مابه‌الامتياز بايد مغاير مابه‌الاشتراك باشد از قياس وجود به ماهيت ناشى شده و به عبارت ديگر از قياس گرفتن واقعيت عينى به مفاهيم و معانى ذهنى ناشى شده و حال آن كه تجزيه و تحليل و تكثير معانى و مفاهيم به صورت مابه الاشتراك‌ها و مابه‌الامتيازهاى متغاير ، از خواص مخصوص ذهن و معلول خاصيت محدود ساختن ذهن است . خاصيت ذهن محدود ساختن واقعيت عينى است و از لحاظى مىتوان گفت ادراك كردن