خورشيد ، همه نورند ، ولى از نظر مراتب ، شدت و ضعف دارند بهگونهاى كه به مرتبهء ضعيف آن ، نورِ آميخته به ظلمت است و مرتبهء قوى آن ، نور و چيزى ديگر ؛ بلكه مرتبهء بالايى ( و شديدترين مراتب آن ) نور است و بس و مرتبهء پايينى نيز نور است و بس و هر دو نورند با اين كه مختلف هستند . همچنين حقيقت هستى را اگر به جلوههاى گوناگون خودش نسبت دهيم ، هم بسيار است و هم يكى .
و به عبارت روشنتر اگر يك حقيقت ذو مراتب باشد ما به الامتياز عينى ما به الاشتراك است ؛ يعنى نور خورشيد و نور شمع ، هر دو نورند ولى يكى نور ضعيف و ديگرى نور قوى ، اينگونه نيست كه نور قوى مركب باشد از : نور و شدت و نور ضعيف مركب باشد از نور و ظلمت بلكه ما به الاختلاف عينى ما به الاشتراك است . امتياز هر كدام در نور اين است همانگونه كه اشتراكشان در نور بودن مىباشد . البته نبايد تصور كرد كه اين كثرت ، كثرت عددى است ، زيرا عدد و شماره نيز يكى از جلوههاى گوناگون هستى مىباشد . بلكه كثرت به حسب درجات و اختلاف در شدت و ضعف است . 3 .
ماهيات حقيقيه كه ما آنها را « جلوههاى گوناگون واقعيت خارج در ذهن » ناميديم در عين اين كه نسبت به واقعيت خارج ، اعتبارى و پندارهاى بىاثر هستند نسبت به همديگر مختلف هستند ماهيت انسان غير از حيوان است و اين اختلاف و تباين از خارج سرچشمه مىگيرد ، زيرا يك مرتبهء خاص از وجود ذهن را براى انتزاع انسان يا حيوان و يا سنگ و غيره فراهم ساخته ولى اختلاف خارجى چون اصيل و عين واقعيت خارج مىباشد ديگر پندارى و اعتبارى نخواهد بود .
و از سوى ديگر همهء مهيات و احكام و آثار از آنِ وجود و واقعيت هستى است ، زيرا ماهيت به واسطهء وجود همان ماهيت شده و حكم واثر به واسطه وجود حكم و اثر شده و گرنه هيچ و باطل بوده است ، و از اين مقدمات بايد نتيجه گرفت كه :
اولًا : ماهيات و احكام و آثار ذهنى ماهيات در وجود و واقعيت هستى جارى نيست ، مانند اين كه ماهيت خودبهخود ( بالذات ) كلى بوده و بر افراد غيرمتناهى به حسب فرض صادق است ، مثل انسان كه بر هر فرد انسان خارجى و مفروض صادق است .
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٦٢