تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
از اين جا نقش مهمى را كه موضوعات علوم در علوم دارند مىتوان دريافت ، زيرا از آنچه در اين مقدمه گفته شد معلوم شد كه اولًا ، استقلال و امتياز يك علم از علم ديگر و ثانياً ، اختصاص اصول متعارفه وموضوعهء آن علم به آن علم و ثالثاً ، اختصاص اسلوب تحقيق خاص آن علم به آن علم ، ناشى از ناحيهء موضوع آن علم است . پس موضوع هر علم و فنى نمايندهء استقلال و تعيين كنندهء روش و اسلوب تحقيق و منشأ اختصاص اصول متعارفه و مبانى اوليهء آن علم به آن علم است .

اسلوب و روش تفكر در فلسفه

بعد از شناختن موضوع فلسفه و بعد از دانستن اين كه دستگاه فكر اين مفهومى را كه موضوع فلسفه است از چه راه و به چه كيفيتى نائل مىشود و دانستن اين كه اسلوب و روش تفكر هر علم و فنى بستگى دارد به نحوهء حصول و واقعيتى كه آن موضوع براى ذهن دارد ، دانسته مىشود كه اسلوب فكرى فلسفى بايد چه اسلوبى باشد . در مقالهء 5 كه كيفيت پيدايش مفاهيم را براى ذهن بيان كرديم و نظريهء « حسيون » و « عقليون » را بيان و انتقاد نموديم ثابت كرديم كه مفهوم وجود و موجود كه موضوع اصلى مسائل فلسفه است و هم‌چنين مفاهيم فلسفى ديگرى مانند وحدت و كثرت و غيره صرفاً عقلانى هستند يعنى مفاهيمى هستند كه ذهن از راه هيچ حس خارجى يا داخلى قادر به نيل به آنها نيست بلكه با يكى از عالىترين اعمال عقلانى آنها را نائل شده است « 1 » و بديهى است كه بررسى و كنجكاوى دربارهء موضوعى كه عقل با عالىترين اعمال خويش آن را يافته است ، جز با بررسىهاى عقلانى ميسر نيست . مطهرى
هامش
( 1 ) . رجوع شود به مقالهء پنجم