پرداخت و در برخى موارد بايد مشاهدهء حضورى نفسانى را وجههء همت قرار داد و در برخى موارد بايد اسلوب برهان و قياس عقلى را به كار انداخت ، و در برخى موارد يكى از اين راهها و در برخى موارد ديگر بيش از يك راه مورد استفاده قرار مىگيرد .
اختلاف علوم و فنون از لحاظ روش و اسلوب تفكر همان مطلبى است كه قبلًا اشاره كرديم كه منطقيين جديد به آن اهميت دادند و « متدولوژى » را روى همين زمينه تأسيس كردند .
آنچه ما مىخواهيم در اين جا بيان كنيم نكتهء لازم و مهمى است كه نديدهايم كسى تاكنون متعرض آن شده باشد و آن عبارت است از بيان منشأ اختلاف علوم و فنون از لحاظ اصول متعارفه و موضوعه و همچنين از لحاظ روش و اسلوب تفكر ؛ يعنى چرا و به چه علت بعضى اصول متعارفه و موضوعه فقط در بعضى علوم مورد استعمال دارند نه در بعضى ديگر ؟ و چرا در هر علم و فنى از اسلوب خاص بايد پيروى نمود نه از اسلوبى ديگر ؟
به عقيدهء ما اختصاص يك علم به بعضى اصول متعارفه و موضوعه و همچنين اختصاص آن به يك روش و اسلوب معيّن ، از ناحيهء موضوع آن علم سرچشمه مىگيرد ، زيرا اصول متعارفه و موضوعهء هر علمى عبارت است از يك عده احكامى قطعى يا وضعى كه عقل در مورد موضوع آن علم دارد و اين مطلب از بررسى يكايك آن اصول متعارفه روشن مىشود ؛ و اسلوب و روش فكرى خاص هر علمى نيز عبارت است از يك نوع ارتباط فكرى خاصى كه بين انسان و موضوع آن علم بايد برقرار شود و بديهى است كه نوع ارتباط فكرى بين انسان و شيئى از اشياء بستگى دارد به نحوهء وجود و واقعيت آن شىء ؛ مثلًا اگر شيئى از نوع اجسام است ناچار بايد ارتباط جسمانى و مادى بين انسان و آن شىء برقرار شود و احساس و آزمايش عملى همان ارتباطات مادى است كه دستگاه فكر با اشياء پيدا مىكند ، و اگر آن شىء وجود نفسانى دارد بايد به مشاهدهء حضورى و نفسانى كه يگانه وسيلهء ارتباط ذهن با آن شىء است پرداخته شود ، و اگر آن شىء كيفيت عقلانى دارد ؛ يعنى حقيقتى است كه عقل با اعمال قوهء انتزاع آن را يافته است بايد با سبك قياس و برهان و تحليل عقلانى مورد بررسى قرار گيرد .
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٣٣